سینمای کمدی

وقتی صحبت از سینمای کمدی میشود اولین چیزی که یه ذهن میرسد خنده است ولی آنچه در کمدی مهم است نه تنها ایجاد خنده و نشاط معمولی در تماشاگر بلکه مفهومی که به واسطه ی آن تماشاگر را به خنده وا میدارد مورد توجه است.

مفهومی که شاید امروز در سینمای کمدی ما مغفور واقع شده باشد. سینمای کمدی سطحی ای که فقط هدفش خنداندن تماشاگر است و در مقابل مردمانی که فقط می خواهند بخندند و با محتوای فیلم کار چندانی ندارند.

سینمای کمدی در واقع باید آینه اجتماع نمای من و تو باشد آینه ای که گاه محدب است ، گاه مقعر ولی واقعییات را نشان میدهد به شیوه ای که من و تو بخندیم نه از روس سرخوشی که از روی شعور و آگاهی.

خنداندن با لودگی بسیار متفاوت است، شوخی سازی های بسیار پیش و پا افتاده و ساده ای که حتی گاهی عوام را هم نمی تواند به خنده وا دارد چه رسد به قشری که در سطح بالاتری از شعور و آگاهی هستند!

داریوش مودبیان ( پژوهشگر ، مدرس صدا و سیما، کارگردان) در پاسخ به سوالی با این مضمون که " آیا در این چرخه (سینمای کمدی و طنز) سهم خنده بیشتر می شود از اندیشه کاسته می شود و یا باالعکس؟" بیان می کند:

در کمدی یا طنز نمایشی مثل هر ساختار دیگر نمایشی با دو نظام سر و کار داریم، یک نظام بیرونی و یک نظام درونی.

در کمدی، خنده مربوط به نظام بیرونی است و اندیشه نظام درونی. حتما این دو گوونه نمایشی ارتباطی با مناسبات شهر و جامعه دارد.

الآن در بسیاری از کارهای کمدی که ساخته و برای آن زحمت کشیده می شود این مشکل وجود دارد که به جای اندیشه های اجتماعی دلالت هایی بر اندیشه های فردی در آن می شود و طبعا از تاثیر گذاری لازم برخوردار نیست.

با توجه به سخنان ایشان بهتر است کمی متفکرانه تر به این قضیه نگاه شود که آیا حقیقتا برای من و شمای تماشاگر آن پوسته ی بیرونی بیشتر مورد توجه است یا درونی؟ آیا برای من و شما اصلا اهمیت دارد به چه چیز و چرا میخندیم؟ آیا برای سینما گران ما دیالوگ چینی و خنداندن مردم مهم تر است یا چه دیالوگی و با چه هدفی خنداندن مردم؟ آیا برای تهیه کنندگان ما فروش میلیاردی و هرچه بیشتر فیلم های به اصطلاح کمدی همچون: زن بدلی ، کلاغ پر، عروس فراری و... غیره مهم تر است یا اصل سینمای کمدی ایران؟

و اینها سوال هایی است که میتوان پرسید و بهتر است که از خودمان بپرسیم.

البته سرمایه هایی هم در زمینه سینمای کمدی هنوز در سینمای ایران هستند که امیدواریم با هرچه بیشتر پرداختن و توجه کردن به این امر شاهد سینمای کمدی باشیم نه صرفا سینمای خنده.

________________________________________________

چاپ شده در نشریه دانشجویی کانون فیلم و عکس - پاییز 1388

پاورقی:

1. به قول یک برنامه ای متاسفانه سلیقه ایرانی ها خیلی دیر عوض می شود.

2. پیشنهاد می کنم سینما 4 را هر روز ساعت 5:30 دقیقه از شبکه چهار ببینید .

3.شش روز از تعطیلات گذشت چقدر سریع!

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آس خاج

اصلا خودم رو روشنفکر نمیدونم ولی با دیدن فیلمهای سینمایی که به ظاهر طنز هستند به حال کارگردانهامون افسوس می خورم که فقط براشون گیشه مهمه

آس خاج

واقعا تعطیلات زود تموم شد ، خیلی زود بلیط برگشتمم کنارمه

ثمانه

سلام تکنولوژیست .چطوری؟ سال نو مبارک! اینقدر مشکلات ما تکراریه که هر چی طنز ساختن و بعضی چیز ها رو مسخره کردن دوباره همون موضوعات و همون موضوعات... که به جای حل مشکلات بیشتر رئیس رئسا پوست کلفت شدن فکر می کنند که مثلا مشکلات زمان اون دولت با این دولت فرق داره! همشون مثل همن.فقط تو پیاز داغاشون ادویه های مختلف ریختن. پیاز داغ این یکی که دیگه از هر طعمی توش پیدا می شه.... خلاصه اگه یه ذره هم طنز داشتیم دیگه موضوعاش کهنه شده و فقط حیای ندونستن و بازگو نکردنش از بین رفته.که همون بهتر که از بین رفت تا پوست کلفت بودن برخی هم به ما ثابت شد... تو صدا و سیمای خودشون وقتی مسخرشون میکنن اونا هم مثل مردم شب پای تلویزیون میشینن و میبینن و میخندن .آخه این جا همه چیزش مردمیه اونا هم از مردمن.فقط نمیدونم چرا تفریحات و گردشاشون و تسهیلاتشون یک کمی یه جور دیگست...

طاها

سلام خانم خانوما سال نوت مبارک! با تاخیر البته سال خوبی برات ارزو می کنم وموفق باشی[لبخند]

محمدعلی

[لبخند] سلام - نوروز مبارک تشکر که بلاگم مراجعه کردید و نظرتون رو نوشتید و خوشحالم که پست گوگل ترنزلیت براتون مفید واقع شده. [لبخند] از من نباید تشکر کنید از تیم گوگل باید تشکر کنید.[چشمک] شاد و آرام باشید./ [گل]

شیپورچی

سلام. قالب جدید وبلاگ و سال نو مبارک هر چند هر دوشان با تاخیر است!

فرزانه

سلام. واقعا درست گفته اند...فیلم ساز ها خیلی دلشان بسوزد با سوژه های غیراخلاقی فیلم نمی سازند...یک تئاتری نزدیک ما هست که هر وقت می بینمش نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم! جالب تر آنجاست که صدا و سیمای محترم نیز در راستای فعالیت های فرهنگی این تئاتر را تبلیغ می کند...گلوله ای برای چشم چران!!!

علی مهاجر

طنز از تفکر و خرد سرچشمه می‌گیرد، اما هزل و هجو از کینه و هیجان و بی‌خیالی. گاه سیر حوادث سبب می‌شود خندیدن را فراموش کنم. راستی کی بود که خنده ای واقعی داشتم؟

.:: حــــامد ::.

هنوز از سیزده به در بر نگشتی؟؟؟؟؟ بابا سال عوض شد... 90 داره میاد... کوجای؟ چقدر زود فراموش می کنیم زمان در گذر است....

.:: نغـــــــــــــــــمه ::.

چه قلم خوبی داری عزیزم.... پیشنهاد می کنم بی خیال سینما 4 بشی و بری سراغ ویدئو کلوپ محل و فیلمهای اصلیشو بگیری نگاه کنی... بدون تصرف و تقاطع