چهلمین جشنواره فیلم رشد

 

سالن آنفی تئاتر شهید همت، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، یک هفته ای است صبح و عصر کلاس هایمان کنسل می شود و کلاس درس را در میان این صندلی ها و سالن تاریک و پرده های نمایش با هزار سخن به تصویر کشیده شده دنبال می کنیم، سخنان و مفاهیم خلاصه شده در هنر هفتم، مجموعه ای از نماد ها و تصویر هایی که به تمامه بر وجود انسان می نشینند و چه تاثیر گذار و عمیق خود نمایی می کنند.

گذشته از فیلم های قوی و ضعیف ایرانی که در این جشنواره از نظر گذراندم ، جالبترین بخش از نظر من فیلم ها و مستند های خارجی بود نه به صرف خارجی بودنشان به دلیل مفاهیمی که انتقال دادند و برایم جالب بود. فیلم هایی از کشور های ژاپن، چین، انگلستان، رومانی و...

_مدارسی که موسیقی می آموزند( عجب کار حرام و قبیحی نه؟!)

_ تحقیقاتی که نشان می دهند چقدر موسیقی بر قدرت خلاقیت و فعالیت ها و واکنش های مغزی می افزاید( عجب تحقیقات حرامی!)

_ مدارسی که بر روی رشد کودکان و نوجوانان توجه دارند و تحولات هر دوره را به دقت مورد نظر دارند. تمام چالش ها و دغدغه ها ، تک تک برای تمام دانش آموزان باز می شود ،توضیح داده می شود ،در مورد تمام حس ها یشان ، نیاز هایشان ، احوالشان و تغییراتشان صحبت می کنند، می شنوند، چیزی را زشت نمی پندارند، گناه نمی پندارند چون می دانند این نشان از تغییرات شناختی و عاطفی و رسشی انسان است نه ذات شیطانی انسان یا گرایشش به گناه و آلودگی... از کشش اشان به جنس مخالف ،حتی از احساس سلام کردنشان به یکدیگر ، برایم جالب بود قرار گرفتن آموزگارانشان در کنار این نوجوانان و فقط گوش کردن و اجازه صحبت دادن به آنها ! ( چه غلط ها پس عفت و حیا کجا رفته؟! ترویج بی دینی نه نه نه! )

_ مدارسی که کار گروهی، چگونگی انجام یک مصاحبه کاری را می آموزند( جلل خالق مگر اینها هم آموزش دادنیست؟!)

_ مدارسی که می دانند علاوه بر مشتی اطلاعات رسالتشان آماده کردن فرزندان کشورشان برای پذیرفتن فرهنگ و زبان و موسیقی بومی و در یک کلام هویتشان است( مگر این طور چیز ها را نباید به ضرب چماق و زور و قانون و گشت و این چیز ها حالی ملت کرد؟!)

_ آموزگارانی که می دانند وظیفه اشان چیست، می دانند خلاقیت چیست، می دانند آثار رشد خلاقیت در میان فرزندان کشورشان چیست( وا این سوسول بازیا چیه ؟!)

و این تنها تفاوت های کوچک ماست با کشور هایی که نه تنها صنعتشان بلکه خردشان نیز بیش از  من و توست نه به لحاظ دانسته هایشان بلکه از جهت جرئت به عمل درآوردن تمام دانش های تل انبار شده بر روی مغزشان .

پاورقی:

1.دلم سوخت لحظه ای برای خودم، پیشینیانم و فرزندانم...

2. جشنواره جالبی بود من که خوشم اومد به شخصه.

/ 2 نظر / 11 بازدید
شیپورچی

سلام. خب خودتون گفتید دیگه که سوسول بازیه و این حرفها.

طنزنگار

سلام خودمو کشتم ولی دانلود نشد. میشه برام میل کنی. اگه شما مشکل نداری لطفا فشرده نشده اش رو بفرست. ممنون.