گّهی زین به پشت، گّهی پشت به زین

 

پیر که شدی ، دست و پایت که شروع به لرزیدن کرد ، ضعیف که شدی ، صدایت که از ته چاه بالا آمد ، دعا کن تنها نمانی، کسی باشد دستت را بگیرد ، به صدای گرفته و نا توانت گوش کند ، لبخندی تحویلت دهد به امید ثواب آخرتش، بالاخره کسی را داشته باشی...

با صدای گرفته و طول موجی کوتاه کنار خیابان ایستاده:

ونک ، ونک

تاکسی می ایستد بعید می دانم صدایش را شنیده باشد، مسافری را پیاده می کند ، پیر مرد با کمری نیم خمیده با سرعتی که شاید با تمام کندی اش آخرین توانش بود دوید ، دستش را روی هوا تکان میداد و اشاره که باایستد ، دستش را به سمت دستگیره در دراز کرد ولی هنوز به خودش نیامده بود که دید ماشینی در کار نیست. کمی می ایستد به جای اول باز می گردد با صدای گرفته و طول موجی کوتاه:

ونک ، ونک...

اتوبوس که آمد او هنوز در انتظار تاکسی است، گوشه ای ایستاده بود و گذر ماشین ها یکی پس از دیگری را نگاه می کرد ، دیگر حتی نای صحبت هم نداشت با دست اشاره ای می کرد و مردمانی که راحت از کنارش می گذشتند.

پاورقی:

1.گاهی سخت دیدن بعضی چیزها.

2. نمیدونم چرا سوار اتوبوس نشد ولی احتمالا اینجام بی فرهنگی جا ندادن به پدر بزرگ و مادر بزرگها یه جورایی دخیل بوده.

3. کاش میشد مُرد ولی پیر نشد...

4. عکس ، همون پدر بزرگ قصمون هست.

/ 18 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ب ه س

همه چی به کله ات بستگی داره به اونچه که توی سرت میگذره....نه به بیرون و گذشت زمان... باور کن...

میرآخور

شماره حساب بده حتما راستي اين بار متاسفانه فسفراتون هدر رفت متاسفانه يه اشتباه كوچيك بود گفتم بعدا نگي دوباره نتيجه تفكراتمو هدر دادي شرمنده. به هر حال!

پدرام

میشه در اوج جوانی پیر بود و در اوج پیری جوان

میرآخور

به به قالب جديد مبارك! بابا گفتم كه اشتب شد لطفا بيا دوباره بنويس قول ميدم پاك نكنم [دروغگو]

ارزياب

سلام نمي دونم چرا انقدر فرهنگ ما عوض شده قديم ها معمولا پيرها ارج و منزلتي داشتند اين كه نمي خواهيم پير بشيم به خاطر بدي خود پيري نيست به خاطر اين است كه جامعه ما به پيرانمان اعتماد ندارد موفق باشيد به روزم

قوچ

به به قالب نو مبارک!

میرآخور

آبجي خبري نيس؟ دير به دير مي آپونيا!!

وکیل الرعایا

یه دوستی داشتم که یه متن قشنگی نوشته بود : جوون که بودم دستم حسابی محکم بود اما دلم زیاد می لرزید ، حالا که سنی ازم گذشته دست هام زیاد می ارزند اما دلم تا بخوای قرص و محکمه!!! بعضی از پیری ها ، پیری های قشنگی هستند ... هرچند با ناتوانی جسمی همراه باشه ، به توانایی روحی بالا و فکر های پرمغزش نی ارزه ! هر چند من نتونستم پیر شدن دوستم و ببینم ...!

رهگذر

من همیشه از پیری زیلد می ترسم. و از تنهایی بیشتر. و امیدوارم این فرهنگ مسخره ایرانی زود عوض شه. همین بی فرهنگی که اگر همسرت را از دست دادی دیگر باید بمانی و عفت و حیا پیشه کنی و در اوج خوشبختی هر ماه پسر و دخترت نوه هایت را به دیدارت بیاورند. کاش واقعا جز خدا هیشکی تنها نبود