تجربه های تاریکخانه ای

 

یک تجربه جدید، یک هیجان خاص تو چشم بچه ها میتونستی ببینی، همه حلقه فیلم به دست...

یک ورودی 6متری پر از بند و گیره، یک پرده مشکی و اتاق 16 متری، دور تا دور اتاق رو میز پوشانده، 3- 4 تا دستگاه چاپ ( اگراندیسور) ، چند گالن دارو، یک سینک ، چند ظرف و سینی پلاتیکی، دما سنج ، بشر روی میز؛ روی دیوار نوشته اند " این مکان مجهز به دوربین مخفی می باشد" این هم از آن یک دستی هایی است که دیگر قدیمی شده! چند لامپ قرمز و چند کلید از آن نوع ها که معمولا در جعبه فیوز ها دیده می شود ؛ کف ، میز دیوار و سقف رو یک دست رنگ مشکی زده اند و یک لامپ 200w وسط سقف آویزان است.

تعداد بچه ها زیاد، هم همه، شلوغی، قرار شد چند گروه بشویم و کلاس هم سه سانس.

ظهور فیلم... چاپ عکس..

 1003، 1002 ،1001 ... ظهور نقش های سیاه و سفید روی کاغذ های گلاسه آن هم به تدریج حس جالبی را به آدمی القا می کند، انگار داروی ظهور کارش را خیلی خوب بلد است102٢،1021، 102٠ ... نقش ها که تکمیل می شود انگار بخشی از نگاهت به ویزور هنگام عکاسی مثل خلق چیزی ، مثل اِتُد زدن یک طرح ولی این بار با دقت و وضوح بیشتر یکجا تداعی می شود لذتی که فقط و فقط با قوطه ور شدن کاغذ در آن مایع معجزه گر و پدیدار شدن تدریجی نقش ها به آدمی دست می دهد 1058 ، 1059 ،  1060      و شست و شو با آب،مایع ثبوت و گیره و بند و خیره شدن به عکسی که بخشی از نگاه و مفاهیم ذهنی و ذوقی انسان است.

چه لذتی بالا تر از این به نظرتان؟!

پاورقی:

1.البته به همین سادگی ها که اینجا نوشتم هم نبودها، هفته ها و ساعت ها وقت و انرژی برد.

2.جز جذاب ترین تجربه های زندگی ام از لحظه ی نگاه کردن به ویزور و فشار دکمه شاتر تا پدیدار شدن تدرجی نقش ها روی کاغذ.

3.حیف این ترم هم تمام شد، خدا حافظ تاریکخانه دانشکده...

۴.چندتا عکس هم بود به دلیل آزادی زیاد از حدی که تو مملکت هست سایت های آپلود همه ارور  (error) میدن!

5.سفری به اصفهان(دیار جدمان) آن هم وسط فرجه ها هرچند نمی چسبه ولی بد هم نیست... سه چهار روزی نیستم.

6.هتک حرمت را کسانی کردند که حق تیر گرفتن تا جسد بی گناه مردمانمان را به اسم منافق بی سرو صدا تحویل خانواده هایشان بدهند. آنجا بود که ارزش های انقلاب فرو ریخت!

٧.   " یک بی خرد   "

٨. این اعدادی هم که میان متن به کار بردم مثل آدم قرار نمیگیره سر جاش خودتون با چشم اصلاح شده بخونید به ترتیب


/ 4 نظر / 19 بازدید
آس خاج

نگفته بودی هنر عکاسی هم داری[قهقهه] این عکسها چی بود که مگه ارور میدن[تعجب] هرچی بخوای میشه آپلود کرد فقط بعدش میان پدر آدمو در میارن -سفر خوش بگذره. -هتک حرمت را کسانی کردند که در روز عاشورا به جان مردم افتادند -یک بار دیگه هم میگم اینقدر مثل رسانه ملی تبلیغ نکن

آس خاج

بود دیگه آخه رسانه ملی ! هم فقط از خودشون تعریف میکنه

بانوی فانوس به دست

مملکت را که نمی دانم . ولی اصفهان حرف نداره . . . دلتون میاد در مورد اصفهان این جوری حرف بزنید ؟ منم این قدر دلم مراحل چاپ شدن عکس را ببینم بامورد 6 موافقم .دقیقا همین حرفی بود که امروز به یک ب . س. ی . ج .ی ها دانشگاهمون گفتم

دوستی از جنس خاک

عکاسی هنر زیبایی که لذت و اشتیاق فراوانی ایجاد می کنه من خودم تا حالا پیش نیومده که برم دنبالش ولی یکی از کارهایی که در آینده نزدیک می خوام انجامش بدم زیبا بود مثل همیشه موفق باشی