آلزایمر

 

یادآور گوشیم پر شده از یادآور هایی که همیشه یادم می رود که باید یادم بیاید!!

 

دینگ دینگ:  کتاب استاد

دینگ دینگ:  جزوه ی فلسفه

دینگ دینگ:   وقت چشم پزشکی

دینگ دینگ:   پس دادن کتاب کتابخانه

دینگ دینگ:   رزرو غذا

دینگ دینگ:   شارژ کارت مترو

دینگ دینگ:   پوشیدن کفش پیش از خروج از خانه

دینگ دینگ:   کلاس ساعت 10

دینگ دینگ:   جلسه ی ساعت 8

دینگ دینگ:   ...

 

از خواب میپرم، دیر شده، نه به اتوبوس میرسم نه به مترو، چایی رو سر میکشم _ سوختم _ ...

با عجله کیفم را بر میدارم و قبل از خروج مرور می کنم، چیزی فراموش نشده؟ نه و می روم، خدا حافظ(هرچند همه خوابند) در رو آهسته میبندم. چقدر سرد است! پاهایم بیش از پیش سرما را حس می کند، چند قدم به سمت پله ها، نه انگار این سرما غیر عادیست!...

_تق تق!

_ چیزی جا گذاشتی؟!

_بله کفشهایم را!!!

یادم باشد همیشه پیش از خروج کفشهایم را بپوشم!

یادم باشد کرم را جای خمیر دندان استعمال نکنم!

یادم باشد کرایه تاکسی را قبل از خروج پرداخت کنم!

یادم باشد...

 

میدان حر، مسافرین محترم لطفا پس از باز شدن درب ها با توجه به تابلو های راهنما مسیر خود را مشخص نمایید... بابا بزارین من پیاده شم! بابا جان هر کی دوست داری هل نده! مُردم، حالا وقتش، خودم رو با یه حرکت پرت می کنم بیرون، آخ سرم اول کیفم بعد هم کاپشنم رو برام شوت میکنند، هدف گیریشون صفر!!

بالاخره از آن جهنم جمعیت رها شدم... یک آن چشمم به تابلو ی روی دیوار می خورد، میدان حر؟! اصلا من برای چی اومدم اینجا؟!! چند دقیقه به همین منوال می گذرد و من همچنان حیران(!)

_یکی از بچه ها: چرا اینجا نشستی نمیای کلاس؟!

_من: کلاس؟ چی می گی؟!!

 

یادم باشد همیشه قبل از کلاس یادم باشد که کلاس دارم!

یادم باشد هنگام ورود به آپارتمان تعداد طبقات را بشمارم که سر از پشت بام در نیاورم!

یادم باشد سیم تلفن را کمتر جویده و اگر شده لحظه ای هم به جیب پدر رحم کنم!

یادم باشد اتوبوس از تاکسی کم خرج تر است!

یادم باشد سوار هر تاکسی نشوم...!

یادم باشد روی مترو حساب باز نکنم چون همیشه جزو متاخرین این مملکت است!

یادم باشد دیگر وسط درس خواندن هوس پست نوشتن نکنم" کشش، معیاری برای اندازه گیری مقدار واکنش خریداران و فروشندگان به تغییر شرایط بازار است، به این ترتیب تحلیل عرضه و تقاضا را... "

پاورقی:

1.اقتصاد درس سختیست ولی چسبناک!

2.پس از این هفته ی شلوغ در حیرتم چه طور زنده ام؟!

3.تازگی ها انقدر گرفتارم کارهای نیمچه شخصی و شخصیمان هم دوستان و آشنایان متحمل میشوند(دوستان تشکر).

4.تازگی ها خبر های خوشی در رابطه با نگارنده به گوش میرسد اگر صحت داشت و سر کاری نبود اینجا هم میگیم شما هم فیض ببرید.

5.راستی شما هم چیزی هست که باید یادتون باشه که یادتون نره یا نه؟

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسینی

با سلام و عرض تسليت بمناسبت فرا رسيدن ايام سوگواري سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله (ع) وبلاگتون جالب و ارزشمنده و اميدوارم كه همواره موفق و مويد و در راه راست باشيد . بنده هم با اخبار و مطالبي ژيرامون غره بروزم و خوشحال مي شم اگه يه سري هم به وبلاگ خبري بنده بزنيدو بنده رو از نظرات سازندتون محروم نکنید . اگر مايل به تبادل لينك باشيد منو با عنوان (جهان ارتباطات) و به آدرس http://fshosani.blogfa.com/ لينك كنيد و به منم خبر بديد تا شما رو لينك كنم . ضمناً لینک باکس ایرانیان رو هم بهتون معرفی می کنم با این لینک باکس میتونید آمار بازدیدهاتون رو افزایش بدید. لینک باکس ایرانیان : http://iranbestsite.blogfa.com با تشكر و احترام

صدیقه

سلام عزیز هر سه شب بیا وب من و نظر بده [گل][لبخند]

حامد

من برا چی اومدم اینجا؟[سوال] نمی دونم این پستت رو خوندم یا نه... فکر کنم منم آلزایمر و از این حرفااااا[قهقهه]

بهرام

سلام نوشته خودمونی و دلچسبی نوشتید آدم حس می کنه لحظه به لحظه اونو حس می کنه. خوب نوشتید ممنون

نسیم

یادمان باشد از تمام دوران دانشجویی همین اتوبوس سواریها برایمان میماند البته به عنوان بدتری سخت ترین خاطره[چشمک] درضمن اگر اقتصاد سخت و چسبناکه به نظرم فیزیک خود سریشه عزیز من در آخر هم باید بگویم ملالی نیست جز اینکه مطلب جالبی بود آفرین

حامد

حضور سبزتان مایه دلگرمی ماست. هم اکنون نیازمند حضورسبزتان هستیم [نیشخند] آپیدم... بیا دیگه!!!

Max

سلام . خوش بحال خودم که توی شهرستان درس خوندم و با دوچرخه و پیاده می رفتم دانشگاه . بماند , خدا بیامرز پدر بزرگم دور انگشتش نخ می بست که کار یادش نره بعد برای اینکه اون نخ یادش نره یه نخ هم به اون یکی انگشتش می بست و تا سر شب همه ی انگشت هاش نخپیچ بود . دست آخر هم همه رو باز می کرد میریخت دور چون یادش نبود برای چی بستتشون . بابام به من میگه "یادت میره چون سواد نداری. اگر داشتی روی یه تیکه کاغذ می نوشتی " اي بابا خبر خوب و اينا . حالا خبر چي هست [نیشخند] راستي شما مگه اول مي نويسيديد بعد تايپش مي كنيد ؟؟؟!!؟؟[تعجب]

Max

یادم رفت بگم . قرآن کریم می فرماید :‌"چه جمعیت های کمی که بر جمعیت های بزرگ غلبه کردند" . همیشه اینطوری بوده . خوب ها و برحق ها کم بودن و بد ها و ناحق ها زیاد . موفق و پیروز باشید

پسر نوح

سلام ..... خیلی وقته که آپ نکردی.....امیدوارم امتحانات خوب بوده باشه.... هر چند شما.... ولی ما..... [گل]

سارا

سلام بهار جون فوق العاده قلم جذاب و شیوایی داری . واقعا خوشم اومد . سر حالم اورد . لذت بردم این رو جدی میگم . خیلی دوست دارم ادت کنم .خوب می کنم . اگر دوست داشتی به منم سربزن . خوشحال می شم بیشتر ارتباط داشته باشیم [گل] خدا حافظ فعلا