لذت لحظه ای

 

دست بر تن کشید و لحظه ای لرزید ، انگار آسمان و زمین بر هم تنید، سوزشی بر دل آهی از نهاد ، می دانست باز کرده خطا...

نه چوبی، نه ترکه ای، نه دستی نوازنده ی گوشی، پس که خواهد تنبیه کرد مرا؟!!

جز آن کس که نادیده فرمان می دهد! جز آن کس که نمیدانم میداند و می فهمد مرا؟!

گرم بود، گرم و خاموش، اندر توهم غرق آغوش، لذت و کیف و آرامشی لحظه ای، درد وجدان و سرزنش روز افزون او...

راستی دوای دردش چه بود؟!

پاورقی:

1. رمضان که میرسید هر سال حال دیگر بود، امسال حالی دیگر، شاید اصلا حال نیست بی حالیست!

2. و خطاهایی که هرگز پاک نمی شوند تا روز جزا...

3. آمدم چیز دیگر بنویسم چیز دیگر شد.

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پدرام

باز خوبه دستت به نوشتن رفت ------------------------------------- خدا کنه این تفاوت نشان از جلو رفتن باشه

Max

سلام چند تا حرف . خوف بايد قبل از عمل باشه كه مرتكب نشيم ، رجا بعد از عمل كه نا اميد نشيم ، اما اگر رجا داشتيم و عمل كرديم بايد خوف عقاب رو هم داشته باشيم . داشتم نظرات بلاگ خودم رو در مورد آخوند بودن خودم مي خوندم ديدم اصلا براي نظراتتون جوابي ندادم . يكي از يكي بهتر و قشنگتر بود . شرمنده جوابي ندادم ، همگام با نظر من نوشته بوديد به نظرم نميومد حرفي بزنم . ممنون كه بهم سر ميزنيد در پناه خدا موفق و سرفراز باشيد.

ترانه

جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ چه لذتی داشت ...

امیرکریمی

بعد از مدتها سلام ... و خطاهایی که پاک نمی شوند تا روز جزا...

شايان

بسيار زيباست مرسي از لطفت موفق باشي

گورخربالدار

. آمدم چیز دیگر بنویسم چیز دیگر شد. خیلی وقت ها همین طور میشه ....[گل]

یک نفر

سلام همین به یاد رمضانهای قبل

وکیل الرعایا

باید به یاد همون رمضان های قبل سر کرد ... این روزها هیچی مثل قبل نیست انگار ...!