بجنب جوینده ی علم

 

نمیدانم چه صیقه ایست که هر سال همین زمان ها که می شود جنبشی مرا فرا می گیرد آنقدر که شب و روزم یکی می شود، بی فاصله و خواب به هم متصل می شود، راستش مگر غیر از این چاره ای هم هست؟! دست بجنبان نهایت آموخته هایت که شاهکار اساتید قرن این ایران زمین است قرار است یکجا روی این برگه ثبت شود هرچه داری پیاده کن وگرنه، وگرنه خواهی سوخت...

می گوید هرآنچه یادتان داده اند بنویسید! مگر این شاهکار های قرن در این بزرگترین دانشگاه علوم انسانی چه چیز به ما یاد می دهند که امروز انقدر متوقعانه چشم غره می روند!؟

آل احمد را می شناسی؟ شاهکارهایش را خوانده ای؟ چه خوب حال ما را توصیف می کند:

نزدیک امتحانات ثلث دوم یک روز معلم ها را صدا زدم و شورا مانندی کردیم برایشان داستان یکی از همکاران سابقم را گفتم که هر وقت بیست می داد تا دو روز تب داشت؛ معلم ها خندیدند. داستان آخوندی را گفتم که معلم شرعیات امان بود و زیر عبایش نمره می داد ، 10 دقیقه طول می کشید تا فارغ شود و تازه چند؟ بهترین شاگردش دوازده! درست مثل اینکه نمره را می زایید!

جای دیگر می گوید:

پیش از هر امتحان که توی سالن می شدخودم یک میتینگ برای بچه ها می دادم که ترس از امتحان و معلم بی جاست و باید اعتماد به نفس داشته باشید... ولی مگر به گوش کسی می رفت؟! از در که وادر می شدند چنان هجومی به گوشه های سالن می بردند که نگو! به جاهای دور از نظر انگار پناهگاهی می جستند و ترسان و لرزان... به راحتی می توانستی حدس بزنی کی ها با هم قرار مدار داردند و کدام یک پهلوی دست کدام یک می نشیند ...

می دیدم که این مردان آینده در این کلاس ها و امتحان ها آنقدر خواهند ترسید و مغز و اعصابشان را آنقدر به وحشت خواهند انداخت که وقتی دیپلمه بشوند یا لیسانسه اصلا آدم نوع جدیدی خواهند بود!

باید خارج از گود بود و به این صف بندی هر روزه و هر ماهه معلم و شاگرد چشم دوخت تار دریافت یک ورقه لیسانس یعنی چه؟

یعنی تصدیق به اینکه صاحب این ورقه 12سال یا 16سال تمام و سالی 14 بار یا 10 بار در فشار و ترس قرار گرفته و قدرت محرکش ترس است و ترس است و ترس!

(جالا آل احمد – مدیر مدرسه)

پاورقی:

1.به قول دکتر شعبانی هنگام شکست در امتحانات نباید انگشت اتهام فقط به سوی دانش آموز باشد شاید دلیل اصلی در روش نا مناسب تدریس است.(البته دکتر جان اگر تدریسی صورت گیرد!)

2.از آخر هر ترم به خودم قول میدهم آخر ترم دیگر این طور نباشم ولی فکر کنم این قول دادن ها تا ترم هشت ادامه داشته باشد.

3.آقای مطهری امشب بهمان خیلی حال دادی مثل همیشه(برنامه به سوی فردا) افراطیون گوش کنند لطفا . ندیدی از دستت رفت.

4.مخالف ≠ معاند.

۵."امتحانات...   "

/ 4 نظر / 4 بازدید
شیپورچی

سلام. برو درس می خوان مگو چیست درس که سرمایه ای جاودانیست درس؟!

رز

منم با این تدریس اساتید خیلی مشکل دارم که اصولا تدریس می کنند یا نمی کنند در ضمن من دارم درسم و تموم می کنم ولی هنوز یاد نگرفتم تو طول ترم درس بخونم شما هم امیدوار نباش

دوستی از جنس خاک

والا من به ترم هشتم هم رسيدم و آدم نشدم حالا مثلا تصميم دارم براي فوق درس بخون ولي كو و كجاست درس خوندن دريغ از خوندن يه جمله اميدوارم شما بلاخره يه روزي سر عقل بيايد و آخرعاقبتتون مثل من نباشه در مورد اساتيد محترم هم بايد بگم بعضي هاشون واقعا از جون مايع ميذارن ولي خوب بعضي ها هم هستن كه اين جمعيت ناچيز رو بد نام مي كنن در كل اگه شاگردي درس خون باشه و بخواد چيزي ياد بگيه اگه استاد تنبل هم باشه مجبورش مي كنه به درس دادن پس مشكل اصلي خودمون هستيم

آس خاج

دردناكتر از همه اينه كه يه درس رو براي نمره 17 از سرجلسه امتحان بياي بيرون ولي وقتي نمره بياد ببيني شدي 7