مهمانی که هرگز نرفت

هر بار که به هم خیره می شدند نفرت را در چشمانشان میدید ، سالها بود با نفرتی وصف نشدنی شب ها روزها را کنار هم طی می کردند ، همیشه از خودش می پرسید این همه نفرت یکجا چه طور جمع شده است؟

هر چه سالها بیشتر پیش می رفت صدای نفرت و فریاد هایشان بلند تر می شد ، از کودکی عادت داشت با اولین نگاهشان گوشهایش را بگیرد ، چشمانش را ببندد ، خودش را مهمان سکوتی خود ساخته کند و از این سازه اش هرچند لذتی نمی برد ولی سپری جز این سازه نیز نداشت. گوشهایش را که رها می کرد صدای گریه هایی خفیف تا ساعتها مهمانش بود و گریه های بی امان خودش.

سالها تحمل نفرتی که نمیدانست از کجا مهمان دل عزیزانش شده بود روحش را فرسوده کرده بود ولی هیچ گاه به این نفرت بازی ها عادت نکرد ، همیشه می پرسید برای چه؟ چرا؟ این همه نفرت از کجا؟ و همیشه جوابش سکوتی بود که روی صورتش پژواک می شد.

بزرگتر که شد تلاش کرد نفرتها را کم رنگ کند عشق را نشانشان دهد ، هدیه دادن ، مهربانی کردن، خوش سخنی کردن ، صحبت کردن، هر چه بیشتر دخالت می کرد و هر چه بیشتر دنبال سر این کلاف گم شده می گشت اوضاع پیچیده تر و مبهم تر می شد ، نه از عشق خبری بود نه از گم شدن نفرت.

روزها و روزها می گذشت ، بهار ها و تابستانها ، پاییز ها و زمستان ها و نفرتی که رفتنی نبود ، دیگر از فریادها ، گریه ها ، نگاه ها  نمی ترسید ، گوشهایش را نمی گرفت ، حتی گریه هم نمی کرد، بی حس و بی رمق به این تکرار ها نگاه می کرد ، دیگر  می دانست تا آدمها خودشان نخواهند نه عاشق می شوند نه عشق را درک می کنند ، راستش دلش برای خودش و احساسش می سوخت که سالها بود پشت بغض گلویش مانده بود و منتظر رفتن نفرت از خانه اشان بود، نفرتی که هرگز نرفت و بغضی که بغض ماند.

پاورقی:

1. بعضی مهمان ها را باید رد کرد که برن...

2. از منظر اجتماعی نیز نگاه کنید دوستان لطفا به داستان.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میرآخور

قسمت پنج سناریوی چهل قسمتی هم اکنون در: mirakhor.mihanblog.com [گل]

j@v@d

دلم پُر است پُـــرِ پُـــرِ پُـــر..... آنقــــــدر که گاهی اضافه اش ، از چشمانم می چـــــکد !!

?

به این دوستمون که دلش اینقدر پره بگو جدیدا یه جاهایی ساختن که میتونه خودشو خالی کنه که از چشم و گوش و دهنش بیرون نزنه. فرنگی ها بهش می گن wc

میرآخور

[قهقهه] این کامنت قبلی چقدر باحاله!! راستی منظورتو از این حرفا نفهمیدم

ع ش ق

salam doste man webloge zibaei dari age mael be tabadol link hasti khabar kon be omide rozae aftabi

قوچ

امیدوارم زودتر بره

سلام دوست وبلاگ نویس

سلام می خواستم وبلاگت را هر روز چک کنم خوشم اومد از مطالبت تو هم به من سر بزن و ادرست را توی سیستم من ثبت کن تا ادرست را داشته باشم منتظرتم عزیزم از طرف یک دوست

رسانه بهار

نظر سنجی حجابتون و نتایجش جالب بود

maral

سلام .. دعوتید به وب سایت های من خوشحال میشم سر بزنید دوس داشتید لینک کنید مرسی www.l3aro0on.blogfa.com

میرآخور

فکر کنم دیگه خواجه شیراز هم این پستتو خوند! آپ نمب کنی؟!