مراتب تعجب یک خرده پا در آستانه ی انتخابات دهم!!

اصولا در این دنیای پر پیچ و خم اموری که موجب تعجب این آدم دوپا می شود بسیار فراوان است از عجایب 7گانه گرفته تا راز بقا و جنگل های آمازون و... ولی از همه جالب تر بشر دوپاست که در طول تاریخ از همه ی موجودات عالم بیشتر شگفت آفرینی کرده.

و این هم مراتب تعجب یک خرده پا از بشر های دوپای هم سن و سال خودش:

از آنجایی که سرک کشیدن در هر محفلی برایم حکم دوپین را دارد و اگر حالش باشد حاضرم از این ور شهر تا آن ور شهر بهر فضولی و سرک کشیدن در جلسه های گفتمان انتخاباتی و غیر انتخاباتی، دانشجویی و غیر دانشجویی شرکت کنم و در تحلیل و جویدن افکار و اقوال دیگران اعم از صاحب نظر غیر صاحب نظر به چکیده ای بهر تصمیم برسم روز پنجشنبه کوله بار را بستیم و سوی یکی از این مجالس روانه شدیم.جلسه ای که از طرف بچه های دانشگاه علامه برگذار شده بود ولی با حمایت ستاد انتخاباتی جناب آقای موسوی.

بر عکس ما آنجا انگار همه به گونه ای خاص گنده پا بودند از رفتار و سکناتشان پر واضح بود، قیافه های آشنایی که اینبار به گونه ای دیگر رخ می نمودند، قیافه های ساده و آرام درون دانشگاهی و درون دانشکده ای که آنجا به گونه ای خاص هیجان زده و پر سر و صدا رخ می نمودند. همه به سبک جالبی جو زده و پر احساس مشغول کف زدن، شعار دادن...بودند.

گذشته از صحبت 10-20 دقیقه ای اساتید دعوت شده قسمت جالب از نظر من همون تریبون آزاد جلسه بود. داخل پرانتز عرض کنم اولین باری بود که در چنین محفلی به این سبک خاص شرکت می کردم و شاید تعجب اینجانب فقط به همین دلیل باشد و بس.

به هر حال دانشجویان یکی پس از دیگری پشت تریبون قرار می گرفتند و سخن بر زبان می راندند ، از همه چیز مملکت سخن می گفتند از سیاست، از فرهنگ، از اقتصاد، از شخصیت ها،... فریاد میزدند، توهین می کردند، شعار می دادند، متهم می کردند...

و من متعجب از این همه شور و هیجانی که دلیلی برایش نمی دیدم(یعنی دلیلی محکم)، درست است انتخابات است، سرنوشت ساز است ولی تا چه حد ممکن است ارزش داشته باشد که تو دانشجو که بعید می دانم سنی بیش از 20-24 سال داشته باشی این طور به آب و آتش بزنی سرگیجه بگیری هنجره ات را پاره کنی؟ شاید جایی، کسی، به تو چیزی میدهد! شاید وعده ای گرفته ای؟ شاید منتظر اتفاق خاصی هستی؟

راستش برایم سوال شد مگر یک جوان دانشجو در رنج سنی 20 – 25 سال کمی بیشتر و کمتر چقدر میداند؟ چقدر آگاه است که این چنین فریاد میزند؟ که این چنین طلبکار است؟ که اینچنین حامی است؟ که این چنین مخالف است؟ در چه سطحی از آگاهی به سر می برد؟!

راستش شک کردم آیا اینها در ایران بزرگ شده اند؟ مغزتان را کجا پر کرده اند؟ از کجا به شما خط می دهند؟ شما نه برای روشن شدن حقیقت و حق که انگار برای رهایی از عقده ها فریاد میزنید!

شمایی که از چهار سال احتناق صحبت می کنی و با این ضرب آهنگ خاص همه ی مملکت را انقلاب را همه را یکجا زیر سوال می بری هدفت چیست؟

شمایی که دم از آزادی می زنی آزادی را در چه حد می خواهی؟ به دنبال چه حد از آزادی هستی؟ واقعا برایم قابل توجیه نیست مگر اینها در چه حد از آزادی را طالب هستند و آن را دست نایافتنی میدانند که حاضر اند در خوابگاه ها دست به خودکشی بزنند(اشاره به خود کشی یکی از دانشجویان پسر در خوابگاه طرشت علامه در هفته ی پیش) انگار صحبت از یک نوع هدف والاست، اینجا صحبت از انتخابات نیست به گونه ای صحبت از زیر و رو شدن است زیر و رو شدنی که شاید زیاد هم مفید فایده نباشد!

شمایی که از کرد و کردستان صحبت می کنی، شمایی که کردها را در ایران هم پایه و هم سان غزه می بینی، به دنبال استقلال کردستان هستید یا کینه های سنی و شیعه؟!

برایم سوال شد که چه طور اینها به دنبال بر قرار کردن نظام سوسیالیست، لائیک و امثال این نظام ها در ایران هستند و چه طور در موردش بحث و جدل می کنن؟

چه طور در مورد 18 تیر صحبت می کنند، متهم می کنن، رفع اتهام می کنن...!

حرف از تحریم انتخابات میزنند! دوستان من شما جمعی از دانشجویان به اصطلاح روشن فکر این مملکت هستید، ایران جمعیتی بیش از 60 نفر دانشجو است!

به خودم گفتم شاید جو خوابگاه ها این گونه است؟ شاید جو دوستانشان این گونه است؟ شاید عضو گروه های خاصی هستند؟ شاید از جایی تغزیه می شوند؟!!! در غیر این صورت چرا همه این طور نیستند ؟ چرا بیشتر دوستان خوابگاهی این طور هستند؟

به قول یکی از دوستان اوپن مایند (opene mind)نیستن خط خودشان را دارن و منافعی که در انتهای راه به آنها خواهد رسید.

پاورقی:

1.اینجانب به هیچ وجه جو زده نیستم و نمی شوم.

2.جلسه را پیش از پایان ترک کردم چون از سر درد در مرز مرگ و زندگی بودم.

3.شما چی جو زده ای؟ عضو حزبی هستی؟ دنبال کدوم منافعی؟

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

مثل همه سلام نمی دونم چه طور به شما رسیدم .به وبلاگتون جدا نمی دونم . آخه ادعام می شه خیلی سرم شلوغه و وقت این کارا را ندارم . اجازه هست بگم تو ؟ دنیای دوست داشتنی عجیب غریبی دارید . آدمی که ظرافت رور ها رو می شناسد . برایم جالب بود شنبه .پنجم شهریور شصت وهفت فکر می کنید برایم چه چیز جالب بود شصت وهفت .شهریور یا پنجم ؟ نه شنبه برایم جالب بود شاید شنبه هم نه ! شما برایم جالب بودید که شنبه را یافتید . فکر می کنید چند درصد مردم روز تولدشون(روزهای هفت گانه) را بلدند ؟ خیلی کم .خیلی خیلی کم نازک بینی شما ستودنی است .ولی به یاد حرف پدرم افتادم که می گفت<< آدم ها هرچه بیشتر بفهمند .بیشتر رنج می کشند >> 0 با خودم گفتم بیچاره چقدر رنجش دادند . دنیای چند بعدی تو حدس زدنی است .هم ار وب نوشته هایت وهم از پاورقی هایت به نظر من مضمون دل نوشته هایت در وب نوشته هات شبیه بهاره (ملک الشعرا) بازی کردن با کلمات حس خوبی به آدم میده . که شما هم استاد بازی کردن با کلمات هستید . یاد کلاس تحلیل سازه افتادم که کنار جزوه ام این را نوشتم شب همیشه برای من آفتابی است این همه خوبی وعشق پس چ

سعید

ادامه از قبل پس چرا شب سیاه است اولین کاری که بعد از اتمام این کامنت انجام می دم اینکه برم وببینم 30/11/66 چه روزی بوده ! چون آدم ها می تونند هفته اییک بار به دنیا بیان تا هم نو بشن شاید هم عوض بشن راستی شما می دونید چند صد تال تولدو از دست دادیم ؟ خیلی دیرم شده باید رفع زحمت کنم ولی نکته آخر اینکه حرف های زیادی نا گفته ماند پایا وسرافراز باشید توکل

سعید

دست‌هايم را به كدام چكاوك پيوند بزنم تا اين قلمِ سبز آوازي براي تو بنويسد؟ مثل ... سلام : از اینکه به وقت دیگران وفکر دیگرانی که برای شما یادداشت می گذارند. اهمیت می دهید ممنونم خیلی خیلی خوشحالم که با وبلاگتون وشما آشنا شدم به نظرم شما یه خرده پا نیستید . اصلا اندازه پا مهم نیست . مهم اینه که پا توی کدوم راه می گذارید . از توشته هاتون لذت می برم . مخصوصا از توشته های کوته کلامم منتظر . انتظار وناظر .هرسه به یک چیز می اندیشند و اون .... [ابله]

سعید

دست‌هايم را به كدام چكاوك پيوند بزنم تا اين قلمِ سبز آوازي براي تو بنويسد؟ مثل ... سلام : از اینکه به وقت دیگران وفکر دیگرانی که برای شما یادداشت می گذارند. اهمیت می دهید ممنونم خیلی خیلی خوشحالم که با وبلاگتون وشما آشنا شدم به نظرم شما یه خرده پا نیستید . اصلا اندازه پا مهم نیست . مهم اینه که پا توی کدوم راه می گذارید . از توشته هاتون لذت می برم . مخصوصا از توشته های کوته کلامم منتظر . انتظار وناظر .هرسه به یک چیز می اندیشند و اون .... [سوال]

Max

سلام . يكي از عمو هام يه زماني معاون دانشجويي يكي از دانشگاه هاي مهم كشور بوده ، اون مي گفت :“دانشجو اصلا براي چي حرف ميزنه“ البته ايشون موافق فعاليت هاي دانشجويي هست اما مقصودش اين بود ، كسي كه نه مطالعه داره نه تحقيق و نه فهم سياسي براي چي حرف ميزنه !. حالا يه چيز جالب تر . طرفدار هاي جريان دوم خرداد به شهادت چندين صحنه ي بزرگ و كوچك كه بخواييد ميشمرم اهل دعوا و هوچي گري هستن . اما طرفدار هاي جريان اصولگرا آرام و متين و بچه مثبت هستن . براي آرامش بيشتر طرف درم خردادي ها زياد آفتابي نشيد [نیشخند] البته اگر براي آشنايي و فهم جريان ميريد بحثش جداست و بايد براش هزينه كرد (اعصاب رو عرض مي كنم ) در پناه خدا موفق و پيروز باشيد راستي اين حرف ها رو حمل بر طرفداري جناحي نكنيد، مقصود جو و محيط بود . راستي دوم ، من بعضي وقت ها با ويندوز ملنيوم كار مي كنم . اينجا حروف يوني كد شناخته نمي شن و مثلا جمله ي “اين يك تست است“ ميشه “ا ي ن ك ي تست است“ اما شما بلاگتون رو با اسكي كد تايپ مي كنيد و من راحت ميتونم بخونم . ممنون .

سلام . شما همیشه انقدر دیر به دیر مطلب می نویسید ؟

ببخشید این موسسات خیریه چطور باید به شما کمک کنند ؟

شما حودتون را معرفي كتيد ؟ كدئم دانشگاه درس مي خونيد؟ چي مي خونيد؟ اينجوري بهتره

شیخ ابو امیر

من نمیدونم جوی که بر جلسه ی شما حاکم بوده چرا همچین حسی رو به ذهن شما چیره کرده، ولی نه دلیلی بر حقانیت دانشجوهای به قول شما جو زده س و نه دلیلی برای اینکه اگر کسی حرارت به خرج می ده و منتقدانه به مسائل نگاه می کنه بخواد جیره خور و دستمایه ی جریانات و احزاب باشه!! مشکل از اونجائی شروع میشه که این مباحث آزاد و این تریبون ها فقط در مقاطع انتخابات (اگر باشه!) وجود داره و برخی دانشجوها یا دیگر افراد راه شهره شدن و اثبات خودشون رو توی سخنرانی و هدایت این محافل به دست خودشون دنبال می کنن... متاسفانه ما جوونا، دانشجوها، یا بهتره بگم روشنفکر نماها، نهایت آمال و آرزومون رو توی چندتا شعار و فلان شخص و فلان ایدئولوژی (در حد تئوریک و فرمال!) می بینیم. متاسفانه راه استفاده از این انرژی مثبت، این افکار خفته که این زمانها به شدت بیدار میشن، حس حق جویی و آزادی طلبی، یا هر چیز دیگه ای در طول صحبتهای قبلیم، به ما آموخته نشده. نمیدونیم راه صحیح ابراز نظر محکوم کردن نظر مخالف نیست، جار و جنجال و تخریب نیست، اتهام زدن کور و بی اساس نیست، مشت کردن دست و شعارهای جهت دار و ناآگاهانه ی دیگران رو تایید کردن نیست. والا چی بگم؟؟! دل منم

سامان

به نظر من حق همه مردمه که تمام حرفهاشون رو بگن داد بزنن فریاد بکشن . همه آزادن نظرات خودشون رو به گوش هم برسونن و بهترین مواقع واسشون همین تیریبون های آزاده بالخصوص جوونها و دانشجوها و گروههای تحصیل کرده جامعه . حالا از هر حذبی ! از هر دسته ای و گروهی ! حرف زدن آزادانه حق همه ماس به خصوص در مورد خواستهها و کمبودها و مشکلاتمون . بیشتر سرتون رو درد نمیارم واسلام [چشمک][لبخند]