وقایع الجدیده فی دانشگاه علامه طباطبایی

         

کلاس ها که تشکیل نمی شود ولی برای خنده و تفریح و دور هم بودن هفته اول همچین درست و درمان می چسبد.

ما ها که دیگر پیر دانشگاه شده ایم و قریب الوقوع است حادثه افتخار آفرین فارغ التحصیلی یمان ، خوب می شناسیم برق چشمان جدیدالورد ها را که هر سال  انگار جوان و جوان تر می شوند و شاید هم این ما هستیم که پیر و پیر تر می شویم، به هر صورت جالب اند! دوستی پرسید یعنی ما هم این طور بودیم؟! گفتم: نه آن طور که یادم است ما بدتر از این حرفها بودیم یعنی ذوق مرگ تر از این حرفها، حالا را نبینید که رمقی  نگذاشته اند برایمان.

وقایع الجدیده فی دانشگاه علامه طباطبایی واحدالپردیس(همان واحد مرکزی خودمان):

آن طور که بویش می آید قرار است درب ورودی پنبه و آتش های این مرکز پرورش متخصصان آینده از تاریخ ده مهر ماه به سبک کاملا جدی جدا گردیده تا از هر گونه آتش سوزی نا خواسته جلوگیری به عمل آید.

ضمن سپاس و تقدیر فراوان از متفکران و مسئولان مربوطه جهت این اقدام خدا پسندانه ما نیز توصیه هایی خرده پا گونه جهت بهبود طرح مذکور  پیشکش دوستداران این مرز و بوم می گردانیم باشد که روزگاری ما نیز پیرو راه حق تعالی گردیم و جا پای این دلسوزان گرانقدر قرار دهیم!

توصیه ها:

1.تعبیه کپسول های اتفاع حریق بر روی درب های ورودی مختلط دانشکده.

2.اجرای طرح زوج و فرد در برگزاری کلاس های پنبه ها و آتش ها.

3.اجرای طرح ترافیک در محدوده ساعات پایان کلاس ها جهت جلوگیری از هرگونه برخورد نا خواسته بین پنبه ها و آتش ها.

4.افزایش ظرفیت دانشگاه های الزهرا و امام علی جهت پذیرش بی خطر پنبه ها و آتش ها.

5.طرح کنترل ورود پنبه ها و کاهش حجم پنبه ها در کل.

پاورقی:

1.دانشگاه اسلامی شد ملت بزرگوار و و شهید پرور کلا غم مخورید...

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
masoud

salam , vaghean ghashang neveshti . khaste nabashy .

آس خاج

یه استادی بود که کلاس تفسیر قرآنش رو زوج و فرد کرده بود. بدون هماهنگی با آموزش. من هم از همه جا بی خبر پاشدم رفتم سرکلاس. رفتم تو کلاس یه جای دنج رو برا خودم انتخاب کردم.حدود چهل و اندی از دوشیزگان محترم دور تا دور من بودن. تا این که استاد اومد تو کلاس و من رو توجیح کرد که اینجا جای شما نیست و خیلی محترمانه از کلاس انداختم بیرون. [دلشکسته]

فرزام

الان یعنی شما اعتراض دارید؟ یعنی مخالفید؟ معارضید؟ معاندید؟ چی هستید؟

روزها و سوزها

سلام خوبین ؟ ممنونم که سر می زنید . با قسمت دوم از پست زنان شیفته به روزم و خوشحال می شوم نظر شما رو بدونم . منتظرتون هستم . برای عشق نمیر ! با عشق زندگی کن ! (زنان شیفته 2)

رهگذر

خدا رو شکر که ما در پردیس نیستیم و گوش و چشممان به این لاطائلات مسموم نمی شود. در ضمن دوستان دیده اند دانشگاه های آزاد اسلامی که این طرح را پیاده کرده اند بهترین نتیجه را گرفته اند. خواسته اند آنها نیز از تجربیات پند گرفته و علاج حادثه پیش از وقوع کنند!!! مثلاَ فکر کن دو تا ازین پنبه و آتش ها ازین انگشتر های استغفر الله که اهواره می گوید داشته باشندو در بدو ورود یکدیگر را جذب کنند! آنوقت اینها که هنوز توصیه های روشنگرانه شما مبنی گذاشتن کپسول را نخوانده اند نمیتوانند شعله ها را فروکش کنند!

رسانه بهار

سلامی چند نکته: 01حس نمی کنی یه جور غر غر دخترونه بود؟ اخه تاکی ذهنتونودرگیر این جور چیزا می کنین واقعا اینقدر مهمن؟اگرمهمن پس باید یه کاری کرد اگر هم مهم نیستن پس چرا اینقدر درگیرین! 02پانوشت تکی شماره نمیخواد! 03فکرکردم برای بهتر شدن اوضاع مطلب مفیدی نوشتی که ظاهرا همون حس خود گل آقایی پنداری گل کرده بود 04خودت بهتر میدونی ....

رسانه بهار

معلومه اینجا چه خبره چرا کامنتای من اینقدر تکرار شد؟[متفکر]

ثمانه بانو

سلام عزیزم![گاوچران] چطوری؟ خبری ازت نیست!؟ خاله ی پروفسورت چطوره؟ چه خوب شد قبل از آتش سوزی ما دانش آموخته شده و آتشدان را ترک گفتیم...

محسن

سلام اصلا اگه از اول خدا آتش و هوا رو با هم یه جا نمی نداخت این مشکلات پیش نمی یومد اِاِاِ ببخشید منظورم آدم و هوا بود!!! حالا اگه خواستید رو آتیشا یکم اسفند بریزید یکم فضا روحانی شه!! حالا دیدی چرا گفتم usmn بر وزن ucla ؟؟؟ خب خداروشکر اینجا پنبه ها و آتیش ها با هم خوب اند و نیازی به آتش نشان نداریم [هورا]

مهدی

خیلی عالی بود دمت گرم.