گالریه خیابانی

همین جمعه شبی حدود ساعت 12_30/12 داشتیم بر میگشتیم خونه که یک صحنه ی جالب و بیشتر تعجب بر انگیز توجهم رو جلب کرد،از چهار راهه امیریه عبور کردیم داشتیم وارد شیخ فضل الله نوری میشدیم که سمت راست زیر اون بیلبورد های تبلیغاتی پر جلا ،وانتی را دیدم که چندتا سه پایه اطرافش هست و چند تابلو روی این سه پایه ها و چندتا هم روی زمین،به دلیل سرعت ماشین ما نتوانستیم ببینیم این تابلو ها چه بود و چند بود و...هر چقدر هم که به پدر گراممان گفتیم نگهدارد بهانه آورد که خسته اند و حوصله ندارند و خوابشان می آید و 30_40 کیلومتر تا خانه مانده است و...از این قسم بهانه ها ،حالا خودمونیم ها یواش میگم کسی نشنوه اگه یارو وانتیه بارش هندونه و انار ساوه قرمز بود باید عکس العمل پدرم و همچنین رانندگان محترم دیگر را میدیدیم (البته دروغ نگم و چشم نخورند 2 تا ماشین نگه داشته بود،چه قدر زیاد).

بعد از دیدن این صحنه به این به فکر فرو رفتم و پیش خود گفتم:چه با حال میشد مثلا کله ی صبح یا ظهر به جای شنیدن صدای وانتی هایی که داد می زنند هندونه کیلویی 1000،یا خیار کیلو انقدر...داد بزنند تابلو در سایز فلان ،فلان تومن یا کتاب در زمینه های فلان و فلان ،انقدر تومن(البته بگذریم که کار این وانتی ها و داد زدن ها چیزی جز مزاحمت نیست آن هم کله ی ظهر)هم اشاعه ی فرهنگ میشد و بالا خره هم فال بود و هم تماشا.بعد کلی به افکار مسخرم خندیدم و گفتم این شبیه مثل این که خیلی خواب آلودم و به قول اصفهانی ها دارم اف_تی (چرت و پرت)می گم.ولی عجب گالریه ارزونی ها ،نور مجانی،زمین مجانی،...شما تا به حال به فکرتون رسیده بود من که عمرا.     

ریز نوشت:

راستش باید یه توضیحی در مورد اون اصطلاح که گفتم منظورم همون اف_تی(f_t)=چرت و پرت بدم .از پدرمان که پرسیدیم متوجه شدیم که، مثل این که این از آن نوع اصطلاحات است که یا خیلی قدیمی است و فراموش شده(چون پدرمان اصفهانی است و از این اصطلاح استفاده می کند و سنش هم تقریبا بالاست حدود 44 سال)در واقع متروکه است یا چون اجداد ما بر میگردد به جنوب استان اصفهان شاید مخصوص به آن مکان بوده یا...بهتر است دوستان زیاد به نوشته های ما استناد نکنید و گیر هم ندهید.     

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

يکی به من بگه اين بدون نام محترم کيه!!!!!!! بدون نام من نباشه!

بهار(خودم)

نه نه عصبانی نشو .بدون نام ما بدون نام شما نيست رفيق. بدون نام ما آشناست.همين آقای کرگدن محترم که تازه گی ها دم از رفتن ميزنه.

Max

سلام . راستش خواهرم توي بلاگش يه مطلب جالب گذاشته بود گفتم شما هم بخونيد. آدرسي كه دادم آدرس بلاگ خواهرم هست شاد باشيد

peara

salam chnad khate avalesh o khoondam vali nesfe shabe khabam miad miad miram frada miam kamelm mikhoonam apam khshhal misham biyai movafgh bashi ta bad

منو برق گرفته!!!

سلام و مقداد بازگشت خوبی بهار خانوم؟ ميام پستاتو می‌خونم يا علی

منو برق گرفته!!!

سلام پس اينجوريه؟ عجيبا قريبا. منم حالا که اينجوری شد از فردا يه کاميون کرايه می‌کنم کنار خيابون مبل فروشی ميزنم پس شما هم مثل ما از خطه هنر پرور اصفهان هستين! به به، چه چه حالا کجای اصفهان منظور بود؟ يا علی

منو برق گرفته!!!

پس جغد هم هستی آره؟ منم بعضی شبا بی خوابی به سرم می‌زنه. ولی هيچکودومشون مثل بی‌خوابی شب کنکورم نمی‌شه. وای خدای من.چقدر لحظت مزخرفی بود. حالم بهم می‌خوره در موردش فکر می‌کنم.

منو برق گرفته!!!

راستی ببخشيد نشد روز تولد تبريک بگم. با ۸ روز تاخير تولدت مبارک. ايشالا زندگیت روز بروز بهتر از ديروز(صایران) باشه. اين خود آدما هستن که فرداشونو مي‌سازن. درسته که عده وقتی به دنيا ميان معلومه که چيکاره می‌شن و آيندشون مشخصه وای اين دليل نمی‌شه آدمای معمولی مثل ما نا اميد باشيم. هدفهای آدما هستن که به زندگی آدما معنی می‌ده. پس حاضر جواب هم هستی!! به به چه خوب. پايه باش يبار کل کل کنيم با هم تا روتو کم کنم و بفهمی حاضر جوابی يعنی چی!!! شوخی کردم. يا علی

مريم

خب خيالم راحت شد راستی بهار جون (گفتی گير نديم ولی) هندونه اون طرفا کيلويی ۱۰۰۰ تومنه؟! بابا بيايين از سر کوچه ما بخرين