باز هم مهر

اون زمان ها که می رفتم مدرسه همیشه دیر تر از همه وارد مدرسه میشدم یه جوری تایمم رو تنظیم میکردم که به صبحگاه نرسم یه جوری که بتونم قاطی صف ها برم سر کلاس. یادم همیشه زنگ ورزش رو دودر میکردم و میرفت کلاس و تنها چیزی که اون زمانها خیلی دوست داشتم اونم زبان انگلیسی بود رو میخوندم، همیشه کمترین نمرم نمره ورزشم بود.

یادم همیشه معلمها از آدامس خوردنم در عذاب بودن( یه جا خوندم آدامس برای دانش آموزش موجب تمرکز حواس و برای معلم موجب حواس پرتیه!)

همیشه ردیف دو یا سوم نیمکت مینشستم، یادم به واسطه ی فامیلیم(صادقی) معلمها بهم صفت صدق و صداقت میدادند اول کلاس که وارد میشدند میگفتن 15 دقیقه تایم بگیرم واسشون برای درس پرسیدن منم واسه خیر دنیا و آخرت و کمک به دوستان هر سه دقیقه یکی دو دقیقه ساعت رو  میکشیدم جلو (اینم بود صداقت آن زمانهای ما!!)

هیچ وقت از بهونه خوشم نمیومد هر وقت درسی رو نخوندم خیلی راحت گفتم نخوندم حتی حاضر نبودم به سبک بچه ها سرهم بندی و دست و پا شکسته هم جواب بدم خیلی راحت صفرم رو میگرفتم.

همیشه املام  نمرش تک بود یه چیزی حدود 7 یا 8 (الآن البته پشیمونم که چرا اون موقع ها زیاد به این امر مهم توجه نمی کردم)

با اینکه آدم منضبطی نبودم ولی همیشه نمره انضباطم 20 بود ، یادم اون زمانها بر اساس نمره و معدل افراد بهشون نمره انضباط میدادند هر کی معدلش بیشتر نمره انضباطش هم بیشتر و بلعکس(عجب عدالتی!!!!)

کلا آدم قانون گریزی نیستم ولی قوانین خیلی از محیطهامون زیادی دست و پاگیرن و من زیاد اهل رعایت این طور قوانین نیستم (البته قوانینی که موجب ضرر به دیگران نشه).

یادم دوران دبیرستان یه کتاب خونه داشتیم پر از کتاب و فرهنگنامه و دیکشنری و ... که البته بعدا متوجه شدیم اینها به نام ما و به کام معلمین مدرسه خریداری شده چون هیچ وقت اجازه استفاده از اونها رو بهمون ندادن!!!

از مدرسه خاطرات تلخ زیادی هم دارم، از رفتار نا مناسب اولیای مدرسه گرفته تا عدم امکانات و برخود معلم ها و... که الآن کلا حسش نیست در این مورد بنویسم.

پاورقی:

1.چقدر زود گذشت.

2.البته هنوز هم شهید راه علمیم ولی الآن وضع خیلی متفاوت تر و شاید هم بدتر اون زمان به یک امید و انگیزه ای درس می خوندیم(شاید یکیش قبولی در دانشگاه) ولی امروز کلا نمیدونیم واسه چی داریم درس میخونیم!!

3.جشن ورودی های جدید ،رفتیم جزو ستاد اجرایی استقبال از آنها، چه ذوقی داشتن! می خواستم بگم مراقب باشید مثل ما نشید بعد سه چهار ترم و پدر و مادر های نگرانی که میخواستند فرزندانشان را در شهری غریب بگذارند و بروند... یکیشان که از اراک آمده بود پرسید: نمیذارن شب پیشش تو خوابگاه بمونم؟... مادر بیچاره چقدر دلتنگ و نگران بود... گفتم عادت میکنن مثل همه آنهایی که آمدند  و دیگر نخواستند برگدن!!!

4.پولش رو از ما میگیرن جشنش رو واسه روزانه ها زور نیست خداییش؟!!

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رسانه بهار

واقعا از شما پولی گرفتن؟ما رو باش میخواستیم کجا ارشد بخونیم

محمد

سلام چه جالب من هم چند وقت پيش يه سري به دانشگاه قبليم زدم به خاطر بعضي از مسايل كه نمي دونم چرا حل نميشه اما خيلي خاطره انگيز بود اون روزهاي اول اون موقع كه فكر كردم بهشت برين همين جاست اون نرده هاي سبز رنگ واي يادمه اون روزا كه با دوست هام مينشستيم حرف مي زديم واي خداي من اين جمله كه مي گ.ييند انگار همين ديروز بود واقعييت داشت انگار همين يك ساعت پيش بود واي خداي من چقدر زود گذشت ...

رسانه بهار

د نشد!من که میدونم از شبانه پول میگیرن فکرکردم از شما پول خاص گرفتن به این میگن تشویش اذهان عمومی بدو برو خودتو اوین معرفی کن[نیشخند]بدو معطل نکن[شوخی]

یه دختره

سلام منم همیشه وقتی جواب سوالیو بلد نبودم عین آدم می گفتم بلد نیستم...از ورزشم بدم می اومد..اما متاسفانه نمی شد بپیچونمش... راجع به دانشگاه و هدفم از درس خوندن و ...هم چیزی نگم بهتره... راستی...ممنون که اومدی...

یکی از بندگان خدا

یه تناقض کوچولو ! عبارات رو کپی میکنم ، خودتون نتیجه بگیرید :) ! "همیشه املام نمرش تک بود یه چیزی حدود 7 یا 8" "با اینکه آدم منضبطی نبودم ولی همیشه نمره انضباطم 20 بود" "اون زمانها بر اساس نمره و معدل افراد بهشون نمره انضباط میدادند هر کی معدلش بیشتر نمره انضباطش هم بیشتر" توضیح میدید ؟!!!! :)

ماه ماهان

توهین نکردم گفتم خسته شدم اونایی که هنوز توهین میکنن رو لطفا بچسبین چسبیدنی که دارن خودشونو هلاک میکنن

رسانه بهار

از شما وخطه سر سبزتان غیبتی کردیم نابخشودنی در وب ماهان البته کمی هم خود زنی!

محمد

سلام، ارزانترين فروشگاه كشتي كج در تهران هر پي پي وي 800 تومان !!! خريد پستي كشتي كج ... همه ي پي پي وي ها از سال 2000 تا 2009 به طور كامل موجود است. rkohbk.blogfa.com

فریدون

سلام! امیدوارم حالتون خوب باشه! با وبلاگ جدیدم (مهمانخانه)پذیرای شما هستم.امیدوارم همچون گذشته با نظرات سازنده ی خودتون منو کمک کنید.[گل]