مکث

 

گاهی وقت ها یک فرصت برای خودت بودن خارج از زمانبندی ها و برنامه های هفته شاید هم بی برنامگی های هفته، انگار همون چیزی هست که کم داری، همونی که می خوای ، زمانی برای با خود بودن، برای خودت بودن... یک خیابون، یک عالمه آدم، ده ها مغازه، صد ها ماشین، پر از سر و صدا، قدم هات رو روی زمین میگذاری با این همه شلوغی انگار آروم ترین و کند ترین روز جهان رو داری سپری می کنی، یک پارک، یک صندلی، هوایی برای نفس کشیدن، طعم چیپس س.و.پر زیر زبون، صدای خِرت خِرت خُرد شدنش زیر دندون ها با یک شیشه هولستن اناری که روش نوشته Non-Alcohal شاید بتونه چند ساعت خوب رو برات رقم بزنه...

دعوای دخترانی دخترک نما بر سر نشستن بر روی سه رنگ سفید و آبی و سرمه ای صندلی پارک، پاک کردن صندلی ای که پر از کثیف کاری های هنری کلاغ هاست، خیره شدن پسری جوان و سیگار به لب به فواره حوزچه وسط پارک، ایستادن و نگاه کردن به عقربه های کند ساعت، دویدن کودکان و بازی و خنده به چیز هایی که اصلا خنده دار نیستند، صدای بی امان گنجشکان و کلاغ ها ، گردهمای های آلاچیقی پارک، همه و همه حس وجود و زندگی رو در انسان بیدار می کنه...

قدم هام رو کند می کنم روی صندلی می نشینم، حالا یک پاکت خالی چیپس دارم و یک شیشه هولستن اناری که به خاطر تکان تکان خوردن های دستم کف کرده و از سر شیشه سرازیره...

دینگ دینگ:" بینم کتاب ها رو خریدی؟1 چقدر شد؟ راحت گیر اوردی یا نه؟!"

بساطم رو جمع می کنم مثل اینکه فرصت برای با خود بودنم تموم شده، میرم سمت انقلاب...

پاورقی:

1. طعم دلستر با چیپس رو دوست دارم.

2. یک puase میان این همه دوندگی ها بعضی وقتها خیلی می چسبه

3. زندگی از نوع... " زندگیه چیپسی "

/ 9 نظر / 19 بازدید
ستاره بینا

سلام دوستم قدم رنجه فرمودین مطلب زیباتونو خوندم. واقعا لذت بردم خیلی صادقانه بودش. عجب روزگاریه !!! راستی میخواستم بخاطر لطفتون تشکر کنم. منم شما رو لینک کردم بازم به دیدنتون میام

ستاره بینا

چراغی ست در وجودم به نام امید، که پیوسته در شب و روز می درخشد و حتی با هدفمند کردن یارانه ها هم خاموش نمی شود. . .

ستاره بینا

به من میگویند " اگر برده ای را خفته دیدی بیدارش نکن شاید خواب آزادی را میبیند" و من به آنها میگویم " اگر برده ای را خفته دیدید آن را بیدارش کنید و آزادی را برایش توصیف کنید..." (جبران خلیل جبران)

ستاره بینا

تپه‌ای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد! (ضرب‌المثل ولزی) (بهایی آزادی شیب سنگینی داره!!!)

ستاره بینا

سلام دوست عزیز با ( داش آکل و قیصر ) به روزم بیا به دیدنم

ستاره بینا

هنوزم تو هنوزم من حرفای نگفته داریم برای فتح شبستون شعله سازو شعله باریم برای چی برای کی همه منتظر نشستیم وقتی از تبرک عشق خود ما معجزه هستیم زیر رگبار زیر آوار سرو آزاد خم نمیشه نرخ بازار هرچی باشه قیمت عشق کم نمیشه ما صدای سیز عشقیم قامت بلند آواز عاشقانه های دلباز از دل ما شده آغاز شب شکسته گل شکفته پشت تنهایی دیوار قصه ی دیوار سنگی نمیتونه بشه تکرار کوچه هرگز نمیمیره با تولد یه بمبست هنوزم اونور دیوار تپش قلب یکی هست زندگی را جستجو کن با من از عشق گفتگو کن شعله ور شو تازه تر شو کهنه ها را زیر و رو کن فصل یخبندان گذشته فصلی که مصیبت آورد باید عاشق شد و با عشق زنده بود و زندگی کرد در تولدی دوباره زندگی را زندگی کرد (گوگوش)

ستاره بینا

سلام دوستم چرا به روز رسانی نمیکنید؟ جای شما خالیه میخواستم چهارشنبه سوری رو به شما تبریک بگم امیدوارم آتش ظلم خیلی زود خاموش بشه و تنها شعله ی روشن آزادی باشه...