هم کلامی با یک نسل سومی:

ایاک نعبد وایاک نستعین

نسل سوم اگرچه موسوی را نمی شناسد ولی احمدی نژاد را خوب می شناسد

داستان قطار وسگ چوپان

گوسفندان تازه بره کرده بودند،گله مانند همیشه در چمنزارمشغول چریدن بود .سگ بزرگ چوپان که روی تپه نشسته بود.بادقت به اطراف نگاه می گرد و ازبالای تپه مواظب گوسفندان بود . صدای حرکت قطاری از آن طرف تونل به گوش می رسید ،گوسفندان به طرف آن صدا حرکت کردند .سگ گله خبردارشده بودکه مشکلی گوسفندان را تهدید می کند .به همین دلیل برای مراقبت از گوسفندان ودرگیری با آن صدا آماده شد .

باخود می گفت :هرچه قدرهم که این دشمن بزرگ باشد من باآن می جنگم.قطار از تونل بیرون آمد وسگ هم به دنبال او می دوید ،فاصله ی سگ وقطار هم چنان بیشتر می شد به طوری که سگ قطار را کم کم به صورت نقطه سیاه می دید

 ودر آخر هیچ چیز دیگر از قطار برای سگ مشخص نبود .

سگ درخیال خود فکر می کرد آن دشمن عظیم را شکست داده است وبه خود می بالید ،در راه با آنکه خسته بود ولی مغرورانه حرکت می کرد که من دشمن بزرگی را شکست دادم .کم کم به گله نزدیک شد قطرات خون تمام چمنزار را فراگرفته بود تمام گوسفندان تیکه پاره شده بودند واین هلاکت گوسفندان دست پخت کسی نیست چز سگ مهربان  گله!

(به دلیل خیلی از موارد درمثال جای مناقشه نیست )

تمام روسای جمهور چشم اندازی برای ایران دارند ولی بایستی دید برای رسیدن به این هدف از ازچه سیستم وبرنامه ای استفاده خواهند کرد .

فرض کنیدشما می خواهید زمینی ازتهران به تبریز بروید،

پیکان دهه 60را ترجیح می دهید یا یک پژو را ؟

قطعاٌ سفر با پیکان را انتخاب نمی کنید چون  مصرف بالای انرژی دارید ، آلودگی صوتی وزیست محیطی،نداشتن امنیت جانی و...

واین همان مشکلی است که ما با آقای احمدی نژاد داریم !

---

به هم سن وسالان ما می گویند نسل سومی !نسل سوم چی؟ نسل سوم انقلاب اسلامی

ما نسل سومی ها خودمان را نسل سومی خطاب نمی کنیم بلکه می گوییم نسل سوخته !

یادمان نرفته است که نسل ما از مهدکودک رفتنمان مدرسه رفتنمان ودانشگاه قبول شدن وپیدا کردن کار وتشکیل خانواده

وشکاف نسل ها وهزاران ((و))ی دیگر باید بسوزیم وبسازیم .

البته بعضی از هم نسل های ما آن چیزهایی را که خدمتتان عارض شدم درک نکردن !

وقتی سرجلسه آزمون دکتری غایب باشی وبورس علامه قبول شوی !

وقتی 28 سالت باشد ومدیر یک شرکت خودروسازی عظیم باشی !

وقتی باجناق درست وحسابی داشته باشی !

وقتی پسر یا دختر فلانکی باشی ! وقتی یک شبه از آکسفورد دکترا بگیری !

تازه آدم می تونه باخودش زمزمه کنه:

 «یک اگر با یک برابر بود   این تساوی زیر و رو می شد »

چند روز پیش داشتم قانون بین المللی حقوق جوانان را ورق می زدم به موضوع جالبی برخوردکردم .

فصل سوم آزادی دانشگاهی وحقوق دانشگاهی

«تمامی اعضای جوامع دانشگاهی حق دارند که فعالیتشان را بدون هرگونه تبعیض وبدون هرگونه ترس از ممانعت یا سرکوبی از طرف دولت یا هر مرجع دیگری انجام دهد»

آن وقت است که مهم نیست دانشجوی چند ستاره باشی !

منشور جوانان کارگر (کارمند) قسمت دوم –بند دوم

«تمام جوانانی که به سن کار رسیده اند اعم از زن ومرد باید اطمینان داشته باشند که مستحق داشتن یک شغل با منفعت وامنیت کاری هستند »

وهزاران حق دیگر که همیشه گرفتنی نیست .

حال وقت آن است که به قضاوت بنشینیم .من وتو چه قدر سهم دراین عقب ماندگی هاداریم؟

سال هشتاد وچهار را به یاد بیاور ،آن موقع که من وتو انتخابات را فراموش کرده بودیم

من وتو بیست میلیون بودیم ،یعنی می توانستیم سرنوشت انتخابات را عوض کنیم وباز سکوت کردیم وخودمان به خودمان گفتیم سکوت بالاترین فریادهاست که بازهم به خودمان دروغ گفتیم ودیگران برایمان انتخاب کردند وبه قول حمید مصدق:

«همیشه می گفتم من وسکوت ؟ محال است ،سکوت عین زوال است ،سکوت یعنی مرگ»

نمی دانم تویی که این نوشته ها را می خوانی هم جزء نیمه گمکرده جامعه مان (زنان) هستی یا نه؟

اگر هستی پس تو را چه شده است که تردید می کنی ؟«آخر ای غریب راه،کر اینجا ره به جایی نیست»

مگر بزرگ علوی نگفت«که کلید و رمز زندگی اشخاص دردست زن هاست »

تومگر کلید رمز زندگی میرمان را نمی شناسی که بازهم نشسته ای ؟

نمی خواهی که تیر هشتاد وچهار دیگری اتفاق بی افتد وهمه مان انگشت به دهان !که غریبگان بگویند : «در ایران هیچ چیز جزءآب وهوا غیر قابل پیش بینی است »

وقتی شعار آمدن صداقت را می شنوم این داستان برایم تداعی می شود که گفته اند: «روزی چرچیل از مزاری عبورکرد که در آن نوشته بود ،آرامگاه سیاست مداری صادق .. که او به شوخی گفته بود مگر می شود دونفر را در یک قبر به خاک سپرد ؟

آری معدود انسانهایی هستند که می توانند اهل هنر - فرهنگ - صداقت - سیاست - پاکی ونجابت و تمام خصلت های زیبای انسانی درعین واحد باشند .

هم نسل من :

این بار من وتو باید پیروز میدان باشیم ، این بار من وتو باید پرچم های سبز پیروزیمان را بالا ببریم .

بگذار با افتخار بگویند رییس جمهور نسل سومی ها آمد . من وتو تنها نیستیم .

درکتاب چه باید کرد من و تو خوانده ایم که بزرگترین معلم یک ملت برای بدست آوردن استقلال وشخصیت ملی خودش ،دشمنی است که استقلال وشخصیت ملی اش را از او گرفته است .

ما تصمیم گرفته ایم که انتخاب کنیم که زیبا گفته اند «تصمیم نیرویی است که امور نامرئی را مرئی و رویا را به واقعیت تبدیل می کند »

عزیزم « هیچگاه فاتحی قومی را شکست نداده است مگر اینکه مغلوب ، شکست را از وی گرفته باشد وخود را از پیش برای آن آماده کرده باشد وچه به گفته علی (ع) برای آنکه ستمی درجهان روی دهد دوتن باهم،هم داستانی می کنند ،ستمکار وستم پذیر

پس لطفاٌ نه ستمکارباشیم ونه ستم پذیر که فردااز آن من وتوست.

                                                                                  نویسنده: سعید وصال

 

پاورقی:

1.اولین بار است که مطلبی به قلم کسی غیر این خرده پا در وبلاگ گذاشته میشه. این مطلب از یک دوست مجازی ، یک نسل سومی  است که اهل قلم...

2. با  برخی جزئیات و کلیات مطلب موافقم.

3. به امید روزی که به حق بگوییم و بنویسیم و تحمل انتقاد ها چه بجا و چه بی جا رو داشته باشیم.

/ 9 نظر / 8 بازدید
هوادار

بیا! حالا هی می گویند که خدا با ما نیست!!! والله بالله خدا با ما هست. خدا با ما چنان می کند که شکاک ترین آدم ها انگشت به دهان می مانند!! حالا خواهی دید اگر خودش بخواهد او همه نسل ها را کنار هم قرار می دهد خیالت راحت چرا فقط یه نسل دوست عزیز. بی انصافی نیست؟ آن هم نه یک جا به شکل شطرنجی!! هر گوشه یکی!!

سعید

سلام از لطف دوست ارجمندم متشکرم باورکنید می توانیم پرچم ایران عزیزمان را پس بگیریم احیاناً اگر پست اخیر را در روزنامه های استانی وهفته نامه های کشوری با این تیتر دیدید -سلام نسل سومی ها به رییس جمهور ایران - گمتن نبرید که مطلب از جایی کپی شده واین مطلب نزدیک به دوهفته پیش برای این وبلاگ محترم ارسال شده واولین کسی که آن را نقد کرد کسی نبود جر بهار خانم

سعید

درضمن ای کاش در جمعیت 110 هزار نفری دیروز در میدان امام اصفهان بودید تا فرق وحدت ملی و جمع اجباری را می دید . این جمعیت خیلی ها افتخار می کردند تا به حال شناسنامه هاشان سفیده ولی تصمیم گرفته بودند اینبار شرکت کنند

هوادار

باید قبول کنیم که بعضی ها مایل نیستند در چیزی که نمی فهمند شرکت کنند. برای این به هر کاری دست می زنند و این را باید احترام گذاشت. این همه راه این همه آدم در این دنیا چرا پای منافع را پیش می کشید؟ در ضمن هوادار که نام من هست یعنی هوا+ دار. البته در انتخابات هم شرکت می کنم و هوادار یکی شان هستم.

هوادار

ببخشید من امروز این قدر می آم این جا [خجالت] و این قدر متنوع!! لحظه به لحظه است...... تا نتیجه این انتخابات معلوم بشه اوضاع همین طوریه. امیدوارم فاشیسم احمدی نژادی پیروز نشه واقعا... و گرنه چه کنیم با این شکست؟ کروبی و موسوی هر دو خوب اند اما من هوادار سبزم سبز باشید

Max

سلام . خانم بهار . شما هم روزي بزرگ مي شيد . اون وقت مي فهميد كه توي دست اين و اون ، اين ور و اون ور ، راس و چپ و بالا و پايين بازيچه شديد. خانم بهار ، بي خيال. شما جدي نگيريد . امروز زمان بازي براي شما نيست . به حرف هر كسي دوست داريد گوش كنيد . به هر كسي دوست داشتيد راي بديد. هرچي دوست داشتيد بنويسيد . چه سود ؟؟!!؟؟ از من اگر بنده رو به برادري قبول داريد و جو انتخابات شما رو به قدر كافي نگرفته به شما نصيحت ، بزرگ بشيد . اين نه به معني اينكه الان كوچكيد . ميگم بزرگ بشيد . دنيا خيلي بزرگتر از دانشگاه و كاغذ و تلوزيون و احمدي نژاد و موسويه . مورفيوس به نيو ميگه : 2 تا قرص هست ،‌قرص آبي و قرمز . اگر قرمز رو برداري حقايق رو خواهي ديد و اگر آبي رو برداري چشمت رو باز مي كني و ميبيني همه چيز مثل گذشته هست . (ماتريكس 1 ، نقل به مضمون) از 5 ساعت ديگه انتخابات شروع ميشه و از توي لپ لپ انتخابات يه چيزي در مياد . اون وقت خانم بهار ميمونه و يه مملكت كه تا بوده همين بوده . فردا راي بديد . همين. در پناه خدا بزرگ و بزرگتر باشيد.

سعید

پیروزی احمدی نژاد را به دوستانش تبریک می گویم دلم گرفته زینجا هوس سفر نداری؟

هوادار

قصد شلوغ کاری نداشتم دوست عزیز. فکر کردم یعنی معلوم بود از محتوای وبلاگ شما که جزو جنبش بزرگ مردم ایرانی برای احقاق حقوقمون همگی. این روزها در حاشیه تجمعات مردم از کاندیداهای اصلاح طلب هم که به یک ایران آزادتر می اندیشند صحنه هایی هم دیده می شه که خیلی درداوره. مردم خشم خود را بر هم خالی می کنند. یکی رد می شه تنه اش بدون قصد و غرض می خوره به دیگری طرف یهو می ایسته دعوا می کنه تمام طلب خود را از زندگی در این رژیم از او می خواهد. طرف بایسته بحث کنه شلوغ می شه مردم حوصله ندارن. مردم واقعا کم طاقتند. هر کس مشکلات خودش را داره. هیچی نگه بگذره دنبالش می اد که چرا خوردی به من. باید وایسته بگه غلط گردم گه خوردم داشتم رد می شدم اشتباهی خوردم به شما؟؟؟؟ همه خشم گین اند. یادشون رفته که در یک جنبش اند. دست کم کم اش اینه که خودشونو در کنار هم حس کنند. اگر هم نمی کنند هر کدوم حرف خودشو بزنه دیگه چرا وا می استن دعوا می کنند طلب کارند از هم من نمی فهمم به خدا. شما می فهمید؟

مریم

ای خرده پا ای سعید وصال چرا جواب نمی دهی؟