هد هد کجایی؟!

خرمن وجودیم از جرقه های سوزناک زندگی در امان نماند، شعله ور شد،زبانه کشید، سوخت، خاکستر شد و من نظاره گر سوختنش، ولی من همچنان امیدی را در دل حس می کردم، امیدی هر چند واهی، امید به برخواستن سیمرغ وجودیم از میان این خاکستر ها، منتظر ماندم ایستادم، در میان زمان گم شدم، ساعت ها روزها و سال ها گذشت و من همچنان در انتظار ماندم، خاکستر ها را باد برد و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها از فراز کوه ها و کویر ها و جنگلها و اقیانوس ها گذشت و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها در میان غبار دودندود شهر ها گم شد و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها در میان این هیاهوی زندگی محو شد و من باز هم در انتظار ماندم، انتظاری بیهوده! ای کاش از برای من هم هدهدی بود، هدهدی آشنای راه، راهی که هرگز نرفته ام، راهی که سختی اش به اندازه ی تمام پستی ها و بلندی های این کره ی خاکیست، راهی که من در ابتدای آن ماندم و جرئت پیمودن را نیافتم! وجودم از شدت التهاب در حال سوزش است، انگار شراره های زندگی تکه ای دیگری از وجودم را در خود بلعیده است، آتشی که به احدی رحم نمی کند، می سوزاند و تنها خاکستر های سیاه را باقی می گذارد، خاکستر هایی که باز باد آنها را می برد و من باز هم جرئت پیمودن راه را ندارم! کم کم تمام وجودم می سوزد و خاکستر می شود و دیگر چیزی از من باقی نمی ماند  و من همچنان در ابتدای راه مانده ام و قدرت قدم برداشتن را ندارم! از خودم می پرسم پس چرا هدهدی برای کمک به من نیامد؟! راهنمای راه من نشد؟! چرا من را به سیمرغ نرساند؟! چرا گذاشت من این چنین نابود شوم؟! چرا هدهد پیر نیامد؟! چرا؟ چرا؟!!

نمی دونم شما هم هدهدی دارید؟! اصلا نیاز به هدهد رو حس می کنید؟ من که درمانده ام! این جهان و هزار راه هایش ما رو گیج کرده! دائم از خودم می پرسم نکنه راهم اشتباه! نکنه اعتقاداتم غلط! نکنه...!

یه توصیه:فیلم خون بازی رو اگه ندیدید بگیرید و ببینید، من این فیلم و یکی دو باری دیدم، بار معناییش بر دوش می شینه، شاید یه تلنگره! اگه سارا(شخصیت معتاد فیلم) هم هدهدش به موقع به دادش می رسید، این جوری راه رو اشتباه می رفت؟! به خودم لرزیدم وقتی گفت:(همشون می کشند، کرک، کُک، هشیش! الآن نه، یک سال دیگه، همشون میشن عین من!)

واقعا کی قرار به ما کمک کنه؟!

*همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس      که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاها

اين هدهدي که ميگي، همين جاست ، بايد چشماتو باز کني. من خودم بارها گمش کردم و مي دونم که بازهم گمش خواهم کرد ولي مهم اينه که بدوني اون وجود داره ، نزديک ترين هست به تو، به خود خود تو! ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

کربلايی

سلام مهربون حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) : اگر درهنگام مشکلات و مصائب ، صبر و شکیبائی ورزی ، حکم و تقدیر خدا بر تو رفته است ؛ و تو پاداش داری . و اگر جزع و بیتابی کنی ، تقدیر خدا بر تو جاری شده و تو گناهکاری ! نهج البلاغه/ حکمت 291 موفق وکربلایی باشید

منو برق گرفته!!!

سلام بابا خوب چيزايی که تو کتاب فارسيا خونديم يادته هاااااااااااااااااا اون فيلمه رو هم نديدم ولی تعريفشو زياد شنديم. ايشالا بعدا می‌بينم. ياعلی

Max

سلام . به قول معروف «هميشه استادي براي هدايت هست . به شرط اينكه چشمان كمي تيز باشن و گوش ها شنوا» راستي مي دونستيد هدهد هميشه با آدم هاهست كه اگر نبود .... شاد باشيد .

فريدون

سلام به يک فرشته هد هد به پرنده ها گفت:در اين راهی که قرار بريم تا قله قاف برای ديدن سيمرغ هر کسی نمی تونه بياد.ضعيفها نيان.خواب پرست ها نيان.شهوت پرست ها نيان.ولی کسی حرفشو گوش نکرد.تقريبا همه جو گير شده بودن.از هزار پرنده فقط سی تا پرنده باقی موند. توی اين راه فقط قويها ميتونن بيان.يعنی کسايی که واقعا بخوان.يعنی طالب باشن.راستش هد هد زياد هم توی وجودمون و هم بيرون.موضوع خواستن خودمونه.وای خيلی پر حرفی کردم.

Max

سلام. شما راست ميگيد . اگر يادمون بود كه كارمون رديف بود . البته اون وقت ديگه اختيار و حساب و كتاب و اينا خيلي مساله ي جدي و سختي مي شد . اين بگم ‏، من از رك گويي كه ناراحت نميشم ، از سطحي نگري خسته مي شم . همين . شاد باشيد

فرهاد

سلام ويلاگه قشنگی دارين اگر وقت کردين به منم سر بزنيد