THE GOD

 

می دانم همه امان سر کار هستیم ، دنیا که عوض نمی شود مثل بادکنی که دائم پر باد و خالی می شود ، لگد به زمین و زمان نزن، همین است که هست، چی فکر کردی قرار است برایت گوسفند قربونی کنند! نه مثل اینکه حواست نیست تو را قربونی می کنند، دل و روده ات را بیرون می کشند ، پوستت را می کنند، گوشتت را هم بین این و آن تقسیم می کنند ، انگار نه انگار که بوده ای، نفس کشیده ای مثل اینکه اصلا نطفه ات بسته نشده، کدام روح الهی؟! کدام بستر کمال؟! کدام سیر تقرب؟! اینجا دار مکافات است، خیال برت ندارد آن ور هم خبری نیست، آنجا هم دار مکافات اینجا را پس می دهی تازه اگر آنجایی باشد که دلت را به آن خوش کنی!

اینها را سمیرا می گفت همین چند روز پیش...

کلاس آئین زندگی:

ما در زندگی همیشه تعدادی سوال های اساسی و پایه ای داریم که از کجا آمدیم به کجا میرویم برای چه آمدیم... حال می خواهم از شما دانشجویان بپرسم جایگاه خدا در زندگی شما کجاست و دیدگاهتان نسبت به زندگی چیست؟

به نظر من استاد زندگی ما انسان ها پر از نشانه و آیات الهی هست، من که جای جای زندگیم خدا رو حس می کنم، انگار خداست که موجبات رشد و تکامل من را در این دنیا به وجود آورده، زندگی فرصتی هست برای به کمال رسیدن برای تقرب به خداوند...

اینها را سمیرا می گفت همین امروز...

پاورقی:

١. سوالات کلیشه ای پاسخ های کلیشه ای...

٢. خدا هست نه از جنس آدمی، خدایی که از جنس من نیست، خدایی که هرگز جای من نبوده، خدایی که برتر از من است، خدایی که ضعف های آدمی را با امر جواب میدهد و برایش قانون و باید و نباید وضع کرده است، خدایی که ضعف را نمی فهمد چون در جایگاه قادر بودن به آنچه می خواهد، به آنچه می خواهد، به آنچه می خواهد است، پس...

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کنجکاو به قوه n

سلام -یادش به خیر اون روزا که می نوشتی -داغ داغ انگار که آدم داشت نون بربری تازه با پنیر بلغاری گلپایگان با دستای ظریف نامزدش می خورد و هیچ چیز از حلاوت نوشته هات کم نمیکرد خیلی زود دود هوای تهران - نشست روی نوشته هات -نون بربری شد نون لواش بقالی سر کوچه -اونوقتا که می خوندمت مشتریات هوارتا حالا شده کوچه خلوت علی چپ انگار هم هستی -هم نیستی یاد روزای خودم می افتم که تازه یکی امده بود تو زندگیم همه را گم کردم -خودم هم گم شدم یه وقت پیدا شدم که دیدم دارم از دختری که بار اول با دیدنش چند روز مریض بودم دور میشم - باورم نمیشد اول آبان وعده خواستگاریم بود با هاش که همون روز اشک هامون بدرقه راه جفتمون شد که جدا بشیم از هم ((برای همیشه )) دلم برای خودم واون طفلک می سوزه که چقدر آرزو داشتیم وبی وصال ماندیم تا روز عرفه که خواستم ورسیدم به آنچه می خواستم وقتی دخترک جدید ازم خواستگاری کرد و من به عشق یک طرفه اون می خندیدم وقهقه می زدم ومی گفتم قصد ازدواج ندارم و اوم می گفت من هرچرا بخواهم بدست می آرم و خودم هم نفهمیدم چطور امروز اینطور مشوش چشمانه طوسی رنگش هستم من مدیون شجاعت این دخترک هستم ا

طنزنگار

خدا خوبه ، خدا خیلی خوبه. خدا خیلی مهربونه. خدا خیلی بزرگه . خدا کاری نداره که من بدم. کاری نداره که من بی معرفتم. کاری نداره که کاری بهش ندارم. هوام رو داره. مواظبمه. مواظب همه چی. هر جایی من کم آوردم تو واسه من کم نذاشتی روزای سر به هوایی تو هوای منو داشتی

آس خاج

من که همیشه با این سوال و جوابها مشکل داشتم و دارم. اگه رو مود باشم همه چیز رو توجیه می کنم و اگه نباشم هم از زمین و زمان گله دارم. به قول آقا داریوش من از دست خدا هم گله دارم

آس خاج

بابا فلسفه[دست]

رسانه بهار

سلام شما رسما قطع رابطه کردین؟ منظورم خدا نیست دوستان سابقو میگم همونایی که کمی از مدح وثنا کردن درمورد دیگران خوششون نمیاد وکمی رک تشریف دارن

خدا ضعف را نمی فهمد؟ از فلاسفه بپرسی ، می گویند : این که خدا چیزی را نفهمد یعنی در او نقص راه داردو خدا از این گونه نسبتها منزه است. خدایی که از رگ گردن به بنده هایش نزدیک تر است چطور ممکن است ضعف آنها را نفمد؟ رک بگویم لحن شما طلب کارانه است. از خدا گله دارید؟ در مدت عمرتان چقدر یادش کرده اید چقدر واقعا دل به او داده اید و این مقدار در مقایسه با مدت عمرتان چند درصد می شود؟ در مورد او منصف باشید لطفا. در انجیل آمده است که خدا مثل آن چوپانی است که به همه گوسفندانش توجه دارد. و به آنی که گم شده بیشتر از همه دلسوز است و هر کاری می کند تا او را بیابد.

خدا رنج روا نمی دارد. 1- آدم گناه کرد از بهشت رانده شد. 2- در قرآن آمده است هر مشقتی به شما می رسد از جانب خودتان است. هر خیری به شما می رسد از جانب خداست. به نظر می رسد شما رشته علوم اجتماعی بخوانید. صریح بگویم به طور قطع فقط از دو موحد زاده شده اید. مطمئنم حتی یک بار هم قرآن را نخوانده اید. تمامی صحبتها و اظهاراتتان سطحی و از روی عدم کمترین شناخت نسبت به خداست. برای اینکه به خودتان کمک کنید و دنیا برایتان قشنگ شود توصیه میکنم یک بار قرآن را بخوانید. البته اگر در مورد حقیقتش تشکیک نکنید.!

خصومتی ندارم با شما. همان پیامبران هم کلی مشقت کشیدند. یوسف را پرت کردند در چاه. یحیی را به فجیع ترین وضعی به قتل رساندند. بر سر محمد شکنبه گوسفند می ریختند. دندانش را شکستندو... حالا که مثال از پیامبران زدید می گویم. آنها آبرومندان سرزمین خود بودند. چرا این همه مصیبت را که شما تفصیلش را بهتر می دانید تحمل می کردند؟ . . . . به نظرم آنها انسانهای رشد یافته ای بودند. این دنیا قبول دارم مشکلات و رنجهایی دارد ولی کسی نگفته اینجا قرار است بهشت باشد. حسن دنیا این است که گذراست. آنهمه رنجی که از کودکی تا امروز کشیدیم... اگر بپرسند چه مدتی بود می گوییم همچون یک یا دو روز بود. می خواهم بگویم سعی کنید بیابید هدف پیامبران چه بود. سعی کنید نسبت به اتفاقات خوش بین باشید. من خودم ورزشکار حرفه ای هستم. این روحیه ای که در شما میبینم در هیچ ورزشکاری ندیده ام. اما در مورد لغزش! این طورها هم نبوده که عده ای از انسانها از هر لغزشی مصون باشند. چرا حضرت علی باید شبها ضجه بزند و به درگاه خدا التماس؟ چرا باید در روز آنهمه استغفار بگوید؟ او هم انسان بوده. مثل ما.

خوب علوم تربیتی از گرایشهای علوم اجتماعیه دیگه. ضمنا من آن قسمتهای وبلاگتان را نخوانده بودم.

درکل دنیا را خیلی سخت نگیرید. اینطور ها هم که یک سری مقدس نما می گویند نیست. مهم خدمت به خلق است و ظلم نکردن. بقیه اش هم که حق خداست. او می داند چگونه با بنده هایش حساب کند. رحمت او از گناه ما بیشتر است. مشقت ما هر چه باشد از نوح 950 ساله تنها که بدتر نیست. پیرمرد را مسخره می کردند. سه شنبه ها کلاسهای جالبی هست در حسینیه ارشاد. ساعت 5 تا 7. دکتر مهدوی. اگر 5 دقیقه بشنوید میبینید حقیقت دین و خدا می تواند چیز های دیگری باشد غیر از آنچه در مغز ما کرده اند. تفاوت انسان با سایر مخلوقات هم اصولا در همین رنج کشیدن و شعور داشتن است. بی خودی که نشده ایم اشرف مخلوقات. من به عنوان کسی که همیشه به وبلاگ شما سر می زند حق خودم می دانم که به شما انتقاد کنم. قصد دشمنی وجود ندارد.