پدر

 تکیه بر جای بزرگان میزنیم

صحبت از پدر و پدر بزرگان می زنیم

این مخلوقان دوست داشتنی

ز زحمت هر چه دانی بر دوش داشتنی

این عابران بی اِرور

دائم دست در جیب بی هیچ غور

شانه بر شانه ی قیمت ها می روند

بحر تامین وظایف صبح تا شام می دوند

گوشت و مرغ و البسه، مهد کودک ، مدرسه

قست و وام و نسیه، باز هم هست یا دیگر بسه

کار کم کم بیخ پیدا می کند

کارمندی دیگر کفاف کار نمی کند

پشت ماشین دنده و کلاژ می کند

عصر تا شام اضافه کار می کند

این پدر ، استوار ترین مرد قرن

کم کم پشت این همه بار کمر خم می کند

اینجاست که نقش زن باز نمود پیدا می کند

می بینی از هرجا که روی ختم راه زن حضور پیدا می کند

می شوند تراکتورهایی دست در دست هم

تا ببینند خوش بختی و فرزندان را در دست هم

غافل آنکه اصل خوش بختی آن دو اند

عشق ، زیبایی ، محبت ، ثروت آن دو اند

بی خرد باشد هرکه پندار دگر کند

ز دنیا چیز دگر را طلب کند

لیک فهمیدم تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کند

پاورقی:

1. روز پدر ها مبارک باشه.

2. باز هم قراره برای کنکور بخونم...

3. با تشکر از حافظ برای بیت آخر

/ 6 نظر / 16 بازدید
پیمان

بیچاره پدر

شارلاتان

واقعا که پدر و مادر های قدیمی با اونهمه بچه چقدر زحمت میکشیدن. ما امروزیا حریف یکی دوتاشم نمیشیم.[نیشخند]

میرآخور

حافظ سلام رسوند، گفت بگم :"خواهش می کنم. قابلی نداشت"