جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

از یکی از دوستان شنیدم، باورم نشد، خندیدم... مشغول تورق هفته نامه ی شهروند امروز بودم که ناگهان چشمم خیره شد"هما حسینی پرچم دار پر دردسر در المپیک" مثل این که دوستمان حسابی صداقت به خرج داده بود، زن بیچاره چقدر خوشحال بود.

 خو را نماینده ی زنان ایران خواند:" پرچمداری ایران در بازی های المپیک افتخار بسیار بزرگی است که از این انتخاب خیلی خوشحالم. من پیش از این که نماینده ی ورزشکاران ایرانی در المپیک باشم نماینده زنان ایران هستم..."

سید احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد:"در رقابتهای المپیک در چین تیم ورزشی ما وقتی می خواهد حرکتی بین الملل انجام دهد نباید پرچم دار آن خانوم ورزشکار باشد(منظورش همون ضعیفه بود) چرا که این موضوع جنگ با ارزش ها و آماده سازی مردم برای فرج امام زمان است، آیا می فهمید چه می کنید؟... زمانی در خطبه ی نماز جمعه گفتم شرکت زنان در مجامع ورزشی با ارزش ها سازگار نیست. آیا معنی پذیرفتن این حرف این است که نه تنها شرکت کردند بلکه پرچم دار هم زنان بودند؟"

خواندم و ناباورانه باورم شد!!! پرچم را دست ضعیفه جماعت ندهید که عناد است! عناد با امامان، عناد با اعتقاداتمان! ضعیفه جماعت لطفا یک قدم عقب تر از صف باایستد که عناد نباشد که با اعتقاداتمان ناسازگار نباشد!! امام ظهور نمی کنند چون زنان از دستورات شریعت تخطی می کنند چون همه چیز در حد عالیست در مملکت اسلامی خودمان و کلهم جهان، تنها مشکل زنان ورزشکار ایرانند ! چند بار بگویم پایتان را از گلیمتان دراز نکنید ای ضعیفه ها ، بیرق ها را زمین بگذارید، لباسهای ورزشیتان را از تن برکنید، پیشبند چیز مناسبی برای جاگزینی است، می توانید ملاقه ای هم بهر طباخی بگیرید که یک وقت ارزشهایمان را زیر پا نگذارید، به جای پرچم می توانید هندوانه ای که بادستان هنرمندتان هجاری کرده این بر دست بگیرید و با افتخار هنر زن ایرانی را نمایش دهید المان زیبایی از زن ایرانی میشد سه رنگ پرچم را هم که داشت...!!!

یک دوستی زمانی به من می گفت سنت با مدرنیسم قابل ترکیب نیست یا رومی روم یا... ولی من احمقانه بر این اندیشه بودم که شاید بشود به گونه ای مصالحه کرد!!

فکر نکنی اینها را مینویسم از سر بی اعتقادی ها، فکر نکنی می نویسم از سر بی کاری ها، نه، من اینها را بادرد می نویسم من اینها را با اشک می نویسم...

اگر از اول بازی ها چرخی در شبکه های ماهواره ای که مسابقات رو پوشش میدادند میزدید حتما چیز های جالبی را می دیدید، گذشته از نمایش ورزشهایی که عمرا نه دیده بودیم و نه اسمش را می دانستیم(شاید از فقر اطلاعاتی ماست!) حضور زنانشان چشمگیر بود، زنانی که در بسیاری از رشته ها حضور داشتند و با تمام وجود می گفتند که ما نیز می توانیم و با تمام وجود این احساس را به همجنسان خود القاء می کردند، حال ما نمی گوییم به سبک و سیاق آنها وارد میادین ورزشی شویم ولی حد اقلش این است که در سر زنانمان نکوبیم، خواسته ی زیادیست؟!!

اندر تاثیرات المپیک:

اول برنز: وسط کلاس شعر و ادب بودیم تازه شعر ناشعرمان را باکلی حس خونده بودیم اونم چی بالا سر قبر فروغ(زهیر الدوله) قرار بود استاد نقدر کنه که یه بچه جفنگ پابرهنه پرید وسط که آقا برنز گرفتیم! حالا مگه بچه ها ول می کنن، بیچاره فروغ، بیچاره من...

مدال طلا: در حال نصیحت و نطق برای برادر کوچکتر که به نظر می رسه کمی تا قسمتی گرفتار انحرافات اجتماعی شده بودیم که به ناگاه نمایندهی شهر اسبقمان طلا گرفت و برادر همچو خروسی از قفس پرید و ما هم اصلا یادمون رفت چی داشتیم بهش می گفتیم...

خوب شد بیشتر از این مدال نبردیم!! هرچند خلایق هرچه لایق!!

برای روز تولدم:

 

و 5 شهریور...

دو دهه از عمرم رفت!!

هرسال در چرخش ایام انگار نقطه ای رنگ دگر است، انگار نقطه ای پر رنگ تر است، انگار نقطه ایست برای ظهور یکی از تجلی های خدا، هر سال فقط بهش خیره می شوم، بی درک، بی فهم، فقط خیره!!! هرسال این نقطه کم رنگ تر می شود، انگار بر بار من افزده تر می شود، کمرم خم تر و روحم خسته تر... و هر سال دریغ از پارسال...

پارسال گفتم " تولدی از جنس دردسر   " امسال می گویم تولدی که جنسش مبهم است.

نظرتون درمورد عنوان وبلاگ چیه؟ به نظر خودم که توپ، کلی مخم رو به کار گرفتم ها.

و کوته کلامم ...

[ یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com