جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

وارد خانه می شوم، سکوتی فضای خانه رو پر کرده، چهره ی همه در هم کشیده شده، جای تعجب نیست هر سال این موقع همین طور است، چی شده باز صاب خونه زنگ زده؟ برادر کوچکتر با تکان دادن سرش تایید می کند. هان، اجاره رو برده بالا یا باز مثل پارسال بامبول دراورده که پاشید؟ هیچ کس جواب نمی دهد، انگار گزینه ی دو صحیح است. بیچاره پدرمان با خون دل چندرغاز جمع کرده بود و به دلش صابون مالیده بود که یه مقدار به رهن اضافه می کنه و از دست کمیسیون بنگاه و خرج اثباب کشی و...خلاص!

لباسهایم رو عوض می کنم،امروز انقدر راه رفته ام پاهایم گز گز می کند، خودم رو میندازم گوشه اتاق و به مخده ی کهنه ای که چند سال پیش از پنجشنبه بازار خریده بودیم تکیه میزنم،هنوز همه همان جور ساکتن و پدر فرو رفته در فکر.گفتم: آخه این که داستان هرسالمون، چه فایده داره این همه درهم کشیدن اخم و سکوت و فکر و غم و... مستاجر جماعت حقشِ، باید بکش، عرضه داره بره یک متر بخره توش زندگی کنه بعد هم بی خودی هِر هِر زدم زیر خنده_عجب خنده ی بی معنایی_ سر سفره پدر می گوید از فردا باید کار و زندگیمون رو کنار بذاریم بیفتیم دنبال خونه از امروز فقط بیست و پنج روز مهلت داریم...

بنگاه آریا، عجب بنگاه شیکی، پیش خودم می گم نکنه حکایت این بنگاههای شیک هم حکایت اون پاساژهای شیک باشه که می خوان اجاره و خرج در و دیوارای شیکشون رو هم از جیب مشتری درارن؟!! سلام جناب یه خونه ی 60،70 متری میخوایم رهن کامل. چقدری دارید؟ پدر آهسته می گوید، من نمیشنوم... مردک میخندد و می گوید زیر 21 تومن ندارم یه توصیه هم می کنم نگرد نیست... ولی انگار مردک راست می گفت گشتیم نبود _22 تومن رهن کامل،50 تومن رهن کامل، 15 تومن ماهی 300، 17 تومن ماهی 200_  مغزمان سوت می کشد عجب رقم هایی، رهن کامل 80 تومن، می پرسم مگر کاخ است؟!! می گوید خیر آپارتمان مجهزیست، آهاااان، بله!!!

پدر شب تاصبح در خواب حرف میزند حرف که نه حساب و کتاب می کند، شهریه دانشگاه، هزینه ی مدرسه، شهریه ی کلاس، پول آب ، برق، گاز، تلفن، خرج خورد و خوراک،پوشاک، هزینه ی رفت و آمد ووو... و من دیگر از فالگوش شبانه خسته می شوم می روم که بخوابم، شاید فردا در این کوچه پس کوچه های تنگ مسکن خانه ای اوکازیون متناسب با اوضاع مالیه ی ما پیدا شود...!

پدر تنها زاین غمـــــــها       مادر غمها ز این حرفـها

صدا خفته ز این درد ها       زبان الکن ز این حرفــها

...

پاورقی:

1.به نظرتون به عنوان داستان کوتاه قابل پذیرش بود؟

2 .خونه چقدر گرونه قد زعفرون(البته زعفرون جلوش لُنگ انداخته)!

3 .باید حداقل 20 تومن داشته باشی که تازه فایلش رو یه نگاه بکنه!!

4 .نون تو بنگاه...

5 .خوش به حال عشایر یه سیاه چادر و زمین خدا...

6 .کوچه پس کوچه های مسکن تنگ است مردم توان عبور ندارند، البته غلط کردن که ندارن یه کم بیشتر حمالی کنن تا پولشون جور شه!! برن بمیرن این وصله های ناجور مملکت!...

[ چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com