جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

خرمن وجودیم از جرقه های سوزناک زندگی در امان نماند، شعله ور شد،زبانه کشید، سوخت، خاکستر شد و من نظاره گر سوختنش، ولی من همچنان امیدی را در دل حس می کردم، امیدی هر چند واهی، امید به برخواستن سیمرغ وجودیم از میان این خاکستر ها، منتظر ماندم ایستادم، در میان زمان گم شدم، ساعت ها روزها و سال ها گذشت و من همچنان در انتظار ماندم، خاکستر ها را باد برد و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها از فراز کوه ها و کویر ها و جنگلها و اقیانوس ها گذشت و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها در میان غبار دودندود شهر ها گم شد و من باز هم در انتظار ماندم، خاکستر ها در میان این هیاهوی زندگی محو شد و من باز هم در انتظار ماندم، انتظاری بیهوده! ای کاش از برای من هم هدهدی بود، هدهدی آشنای راه، راهی که هرگز نرفته ام، راهی که سختی اش به اندازه ی تمام پستی ها و بلندی های این کره ی خاکیست، راهی که من در ابتدای آن ماندم و جرئت پیمودن را نیافتم! وجودم از شدت التهاب در حال سوزش است، انگار شراره های زندگی تکه ای دیگری از وجودم را در خود بلعیده است، آتشی که به احدی رحم نمی کند، می سوزاند و تنها خاکستر های سیاه را باقی می گذارد، خاکستر هایی که باز باد آنها را می برد و من باز هم جرئت پیمودن راه را ندارم! کم کم تمام وجودم می سوزد و خاکستر می شود و دیگر چیزی از من باقی نمی ماند  و من همچنان در ابتدای راه مانده ام و قدرت قدم برداشتن را ندارم! از خودم می پرسم پس چرا هدهدی برای کمک به من نیامد؟! راهنمای راه من نشد؟! چرا من را به سیمرغ نرساند؟! چرا گذاشت من این چنین نابود شوم؟! چرا هدهد پیر نیامد؟! چرا؟ چرا؟!!

نمی دونم شما هم هدهدی دارید؟! اصلا نیاز به هدهد رو حس می کنید؟ من که درمانده ام! این جهان و هزار راه هایش ما رو گیج کرده! دائم از خودم می پرسم نکنه راهم اشتباه! نکنه اعتقاداتم غلط! نکنه...!

یه توصیه:فیلم خون بازی رو اگه ندیدید بگیرید و ببینید، من این فیلم و یکی دو باری دیدم، بار معناییش بر دوش می شینه، شاید یه تلنگره! اگه سارا(شخصیت معتاد فیلم) هم هدهدش به موقع به دادش می رسید، این جوری راه رو اشتباه می رفت؟! به خودم لرزیدم وقتی گفت:(همشون می کشند، کرک، کُک، هشیش! الآن نه، یک سال دیگه، همشون میشن عین من!)

واقعا کی قرار به ما کمک کنه؟!

*همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس      که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

[ چهارشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٦ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com