جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

ایاک نعبد وایاک نستعین

نسل سوم اگرچه موسوی را نمی شناسد ولی احمدی نژاد را خوب می شناسد

داستان قطار وسگ چوپان

گوسفندان تازه بره کرده بودند،گله مانند همیشه در چمنزارمشغول چریدن بود .سگ بزرگ چوپان که روی تپه نشسته بود.بادقت به اطراف نگاه می گرد و ازبالای تپه مواظب گوسفندان بود . صدای حرکت قطاری از آن طرف تونل به گوش می رسید ،گوسفندان به طرف آن صدا حرکت کردند .سگ گله خبردارشده بودکه مشکلی گوسفندان را تهدید می کند .به همین دلیل برای مراقبت از گوسفندان ودرگیری با آن صدا آماده شد .

باخود می گفت :هرچه قدرهم که این دشمن بزرگ باشد من باآن می جنگم.قطار از تونل بیرون آمد وسگ هم به دنبال او می دوید ،فاصله ی سگ وقطار هم چنان بیشتر می شد به طوری که سگ قطار را کم کم به صورت نقطه سیاه می دید

 ودر آخر هیچ چیز دیگر از قطار برای سگ مشخص نبود .

سگ درخیال خود فکر می کرد آن دشمن عظیم را شکست داده است وبه خود می بالید ،در راه با آنکه خسته بود ولی مغرورانه حرکت می کرد که من دشمن بزرگی را شکست دادم .کم کم به گله نزدیک شد قطرات خون تمام چمنزار را فراگرفته بود تمام گوسفندان تیکه پاره شده بودند واین هلاکت گوسفندان دست پخت کسی نیست چز سگ مهربان  گله!

(به دلیل خیلی از موارد درمثال جای مناقشه نیست )

تمام روسای جمهور چشم اندازی برای ایران دارند ولی بایستی دید برای رسیدن به این هدف از ازچه سیستم وبرنامه ای استفاده خواهند کرد .

فرض کنیدشما می خواهید زمینی ازتهران به تبریز بروید،

پیکان دهه 60را ترجیح می دهید یا یک پژو را ؟

قطعاٌ سفر با پیکان را انتخاب نمی کنید چون  مصرف بالای انرژی دارید ، آلودگی صوتی وزیست محیطی،نداشتن امنیت جانی و...

واین همان مشکلی است که ما با آقای احمدی نژاد داریم !

---

به هم سن وسالان ما می گویند نسل سومی !نسل سوم چی؟ نسل سوم انقلاب اسلامی

ما نسل سومی ها خودمان را نسل سومی خطاب نمی کنیم بلکه می گوییم نسل سوخته !

یادمان نرفته است که نسل ما از مهدکودک رفتنمان مدرسه رفتنمان ودانشگاه قبول شدن وپیدا کردن کار وتشکیل خانواده

وشکاف نسل ها وهزاران ((و))ی دیگر باید بسوزیم وبسازیم .

البته بعضی از هم نسل های ما آن چیزهایی را که خدمتتان عارض شدم درک نکردن !

وقتی سرجلسه آزمون دکتری غایب باشی و بورس علامه قبول شوی !

وقتی 28 سالت باشد ومدیر یک شرکت خودروسازی عظیم باشی !

وقتی باجناق درست وحسابی داشته باشی !

وقتی پسر یا دختر فلانکی باشی ! وقتی یک شبه از آکسفورد دکترا بگیری !

تازه آدم می تونه باخودش زمزمه کنه:

 «یک اگر با یک برابر بود   این تساوی زیر و رو می شد »

چند روز پیش داشتم قانون بین المللی حقوق جوانان را ورق می زدم به موضوع جالبی برخوردکردم .

فصل سوم آزادی دانشگاهی وحقوق دانشگاهی

«تمامی اعضای جوامع دانشگاهی حق دارند که فعالیتشان را بدون هرگونه تبعیض وبدون هرگونه ترس از ممانعت یا سرکوبی از طرف دولت یا هر مرجع دیگری انجام دهد»

آن وقت است که مهم نیست دانشجوی چند ستاره باشی !

منشور جوانان کارگر (کارمند) قسمت دوم –بند دوم

«تمام جوانانی که به سن کار رسیده اند اعم از زن ومرد باید اطمینان داشته باشند که مستحق داشتن یک شغل با منفعت وامنیت کاری هستند »

وهزاران حق دیگر که همیشه گرفتنی نیست .

حال وقت آن است که به قضاوت بنشینیم .من وتو چه قدر سهم دراین عقب ماندگی هاداریم؟

سال هشتاد وچهار را به یاد بیاور ،آن موقع که من وتو انتخابات را فراموش کرده بودیم

من وتو بیست میلیون بودیم ،یعنی می توانستیم سرنوشت انتخابات را عوض کنیم وباز سکوت کردیم وخودمان به خودمان گفتیم سکوت بالاترین فریادهاست که بازهم به خودمان دروغ گفتیم ودیگران برایمان انتخاب کردند وبه قول حمید مصدق:

«همیشه می گفتم من وسکوت ؟ محال است ،سکوت عین زوال است ،سکوت یعنی مرگ»

نمی دانم تویی که این نوشته ها را می خوانی هم جزء نیمه گمکرده جامعه مان (زنان) هستی یا نه؟

اگر هستی پس تو را چه شده است که تردید می کنی ؟«آخر ای غریب راه،کر اینجا ره به جایی نیست»

مگر بزرگ علوی نگفت«که کلید و رمز زندگی اشخاص دردست زن هاست »

تومگر کلید رمز زندگی میرمان را نمی شناسی که بازهم نشسته ای ؟

نمی خواهی که تیر هشتاد وچهار دیگری اتفاق بی افتد وهمه مان انگشت به دهان !که غریبگان بگویند : «در ایران هیچ چیز جزءآب وهوا غیر قابل پیش بینی است »

وقتی شعار آمدن صداقت را می شنوم این داستان برایم تداعی می شود که گفته اند: «روزی چرچیل از مزاری عبورکرد که در آن نوشته بود ،آرامگاه سیاست مداری صادق .. که او به شوخی گفته بود مگر می شود دونفر را در یک قبر به خاک سپرد ؟

آری معدود انسانهایی هستند که می توانند اهل هنر - فرهنگ - صداقت - سیاست - پاکی ونجابت و تمام خصلت های زیبای انسانی درعین واحد باشند .

هم نسل من :

این بار من وتو باید پیروز میدان باشیم ، این بار من وتو باید پرچم های سبز پیروزیمان را بالا ببریم .

بگذار با افتخار بگویند رییس جمهور نسل سومی ها آمد . من وتو تنها نیستیم .

درکتاب چه باید کرد من و تو خوانده ایم که بزرگترین معلم یک ملت برای بدست آوردن استقلال وشخصیت ملی خودش ،دشمنی است که استقلال وشخصیت ملی اش را از او گرفته است .

ما تصمیم گرفته ایم که انتخاب کنیم که زیبا گفته اند «تصمیم نیرویی است که امور نامرئی را مرئی و رویا را به واقعیت تبدیل می کند »

عزیزم « هیچگاه فاتحی قومی را شکست نداده است مگر اینکه مغلوب ، شکست را از وی گرفته باشد وخود را از پیش برای آن آماده کرده باشد وچه به گفته علی (ع) برای آنکه ستمی درجهان روی دهد دوتن باهم،هم داستانی می کنند ،ستمکار وستم پذیر

پس لطفاٌ نه ستمکارباشیم ونه ستم پذیر که فردااز آن من وتوست.

                                                                                  نویسنده: سعید وصال

 

پاورقی:

1.اولین بار است که مطلبی به قلم کسی غیر این خرده پا در وبلاگ گذاشته میشه. این مطلب از یک دوست مجازی ، یک نسل سومی  است که اهل قلم...

2. با  برخی جزئیات و کلیات مطلب موافقم.

3. به امید روزی که به حق بگوییم و بنویسیم و تحمل انتقاد ها چه بجا و چه بی جا رو داشته باشیم.

[ پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com