جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

اصولا در این دنیای پر پیچ و خم اموری که موجب تعجب این آدم دوپا می شود بسیار فراوان است از عجایب 7گانه گرفته تا راز بقا و جنگل های آمازون و... ولی از همه جالب تر بشر دوپاست که در طول تاریخ از همه ی موجودات عالم بیشتر شگفت آفرینی کرده.

و این هم مراتب تعجب یک خرده پا از بشر های دوپای هم سن و سال خودش:

از آنجایی که سرک کشیدن در هر محفلی برایم حکم دوپین را دارد و اگر حالش باشد حاضرم از این ور شهر تا آن ور شهر بهر فضولی و سرک کشیدن در جلسه های گفتمان انتخاباتی و غیر انتخاباتی، دانشجویی و غیر دانشجویی شرکت کنم و در تحلیل و جویدن افکار و اقوال دیگران اعم از صاحب نظر غیر صاحب نظر به چکیده ای بهر تصمیم برسم روز پنجشنبه کوله بار را بستیم و سوی یکی از این مجالس روانه شدیم.جلسه ای که از طرف بچه های دانشگاه علامه برگذار شده بود ولی با حمایت ستاد انتخاباتی جناب آقای موسوی.

بر عکس ما آنجا انگار همه به گونه ای خاص گنده پا بودند از رفتار و سکناتشان پر واضح بود، قیافه های آشنایی که اینبار به گونه ای دیگر رخ می نمودند، قیافه های ساده و آرام درون دانشگاهی و درون دانشکده ای که آنجا به گونه ای خاص هیجان زده و پر سر و صدا رخ می نمودند. همه به سبک جالبی جو زده و پر احساس مشغول کف زدن، شعار دادن...بودند.

گذشته از صحبت 10-20 دقیقه ای اساتید دعوت شده قسمت جالب از نظر من همون تریبون آزاد جلسه بود. داخل پرانتز عرض کنم اولین باری بود که در چنین محفلی به این سبک خاص شرکت می کردم و شاید تعجب اینجانب فقط به همین دلیل باشد و بس.

به هر حال دانشجویان یکی پس از دیگری پشت تریبون قرار می گرفتند و سخن بر زبان می راندند ، از همه چیز مملکت سخن می گفتند از سیاست، از فرهنگ، از اقتصاد، از شخصیت ها،... فریاد میزدند، توهین می کردند، شعار می دادند، متهم می کردند...

و من متعجب از این همه شور و هیجانی که دلیلی برایش نمی دیدم(یعنی دلیلی محکم)، درست است انتخابات است، سرنوشت ساز است ولی تا چه حد ممکن است ارزش داشته باشد که تو دانشجو که بعید می دانم سنی بیش از 20-24 سال داشته باشی این طور به آب و آتش بزنی سرگیجه بگیری هنجره ات را پاره کنی؟ شاید جایی، کسی، به تو چیزی میدهد! شاید وعده ای گرفته ای؟ شاید منتظر اتفاق خاصی هستی؟

راستش برایم سوال شد مگر یک جوان دانشجو در رنج سنی 20 – 25 سال کمی بیشتر و کمتر چقدر میداند؟ چقدر آگاه است که این چنین فریاد میزند؟ که این چنین طلبکار است؟ که اینچنین حامی است؟ که این چنین مخالف است؟ در چه سطحی از آگاهی به سر می برد؟!

راستش شک کردم آیا اینها در ایران بزرگ شده اند؟ مغزتان را کجا پر کرده اند؟ از کجا به شما خط می دهند؟ شما نه برای روشن شدن حقیقت و حق که انگار برای رهایی از عقده ها فریاد میزنید!

شمایی که از چهار سال احتناق صحبت می کنی و با این ضرب آهنگ خاص همه ی مملکت را انقلاب را همه را یکجا زیر سوال می بری هدفت چیست؟

شمایی که دم از آزادی می زنی آزادی را در چه حد می خواهی؟ به دنبال چه حد از آزادی هستی؟ واقعا برایم قابل توجیه نیست مگر اینها در چه حد از آزادی را طالب هستند و آن را دست نایافتنی میدانند که حاضر اند در خوابگاه ها دست به خودکشی بزنند(اشاره به خود کشی یکی از دانشجویان پسر در خوابگاه طرشت علامه در هفته ی پیش) انگار صحبت از یک نوع هدف والاست، اینجا صحبت از انتخابات نیست به گونه ای صحبت از زیر و رو شدن است زیر و رو شدنی که شاید زیاد هم مفید فایده نباشد!

شمایی که از کرد و کردستان صحبت می کنی، شمایی که کردها را در ایران هم پایه و هم سان غزه می بینی، به دنبال استقلال کردستان هستید یا کینه های سنی و شیعه؟!

برایم سوال شد که چه طور اینها به دنبال بر قرار کردن نظام سوسیالیست، لائیک و امثال این نظام ها در ایران هستند و چه طور در موردش بحث و جدل می کنن؟

چه طور در مورد 18 تیر صحبت می کنند، متهم می کنن، رفع اتهام می کنن...!

حرف از تحریم انتخابات میزنند! دوستان من شما جمعی از دانشجویان به اصطلاح روشن فکر این مملکت هستید، ایران جمعیتی بیش از 60 نفر دانشجو است!

به خودم گفتم شاید جو خوابگاه ها این گونه است؟ شاید جو دوستانشان این گونه است؟ شاید عضو گروه های خاصی هستند؟ شاید از جایی تغزیه می شوند؟!!! در غیر این صورت چرا همه این طور نیستند ؟ چرا بیشتر دوستان خوابگاهی این طور هستند؟

به قول یکی از دوستان اوپن مایند  (opene mind) نیستن خط خودشان را دارن و منافعی که در انتهای راه به آنها خواهد رسید.

پاورقی:

1.اینجانب به هیچ وجه جو زده نیستم و نمی شوم.

2.جلسه را پیش از پایان ترک کردم چون از سر درد در مرز مرگ و زندگی بودم.

3.شما چی جو زده ای؟ عضو حزبی هستی؟ دنبال کدوم منافعی؟

[ جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com