جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

روزی روزگاری در ده پایین دست دختری زندگی می کرد، سر به زیر، آرام... صبح ها لب جوی لباس می شست و شب ها ظروف خانه را، سواد مواد که نداشت ولی همه چی تکمیل بود، به قول مشتی خان دختر سواد می خواست چه کار؟! ظرف که بلد بشوره، غذا هم که بلد بپزه، خوشگل هم که هست. البته خب راست هم می گفت دختر را چه به تحصیلات اضافیه؟!

روزی مشتی خان به گلنار خانوم میگه گلنار جان حالا که مثل چی داری تو این خونه زحمت می کشی می خواهم تو را برای خرید سال نو به شهر ببرم.

گلنار می خواست از خوشحالی جیغ بکشد ولی ،نه دختر را چه به جیغ کشیدن(!) یک آن تصمیم گرفت سرخ شود و لبخند بزند(عجب دختر عاقلی واقعا).

دل توی دلش نبود فردا روز موعود بود می خواست بره شهر واسه رخت و لباس سال نو، مشتی خان به او گفته بود که اونجا میری نبینم سراغ این لباس های قرطی بری هاااا ! گلنار که نمی دانست قرطی چیست ولی گفت باشه.

مشتی خان: گلنار اینجا شهر است، می خواهم ببرمت هفت تیر یک مانتوی شیک و البته نه قرطی بخری. گلنار باز سرخ شد و خندید.

گلنار جان اینجا هفت تیر است پر از مانتو های شیک و البته نه قرطی. گلنار پیش خودش گفت :مشتی چه آدم باحالیست اینجاها را از کجا بلد است؟!!!

 

مانتو بختک:

گلنار پیش خودش می گوید اینجا کت و شلوار فروشیست یا مانتو فروشی؟ چرا همه ی فروشنده ها مرد هستن؟! ولی اشکال نداره آخه اینجا شهر است با ده پایین و حتی ده بالا فرق می کند...!

 

مانتو سر خط:

مشتی کاش سولماز(خواهر کوچکتر گلنار) رو هم اورده بودیم این مانتو ها خیلی اندازشن...

 

مانتو همه پسند:

فروشنده:خانومها لطفا خودتون مانتو ها رو برندارید به فروشنده ها بگید سایزتون رو بدن.

گلنار پیش خودش گفت اینا چه طور سایز مشتری رو تشخیص میدن؟! ولی نه اینجا شهر است حتما چشمهایشان هم مکانیزه گشته با یک نگاه که البته ام حلال است حل...

(یه دوستی تو وبلاگش نوشته بود به نقل از روایتی که صحیح نیست لباس نامحرم رو ببینیم حدالمقدور! به درست غلطی روایت کاری ندارم ولی مثل این که مقدور نمی باشد...)

 

مانتو ماهوت:

پرو 9 : مشتی این مانتو خوبه؟ هم تنگ، هم کوتاه، هم رنگ سال، هم زیاد هم قرطی نیست!

 

مشتی انگار حواسش جای دیگر بود گفت آره عزیزم این مانتو خیلی بهت میاد، آقا این خانوم سایزشون 40 چرا بهشون 50 دادین؟

_کدوم؟

پرو 11 رو عرض می کنم تو تنش خیلی ول...

 

پاورقی:

1.عیدتون مبارک.

2.سفر رفتید سوغاتی یادتون نره.

3.بهار رو دوست دارم واسه یکدفعه زنده شدن زمین.

4.شرکت در نظر سنجی هم فراموش نشه دوستان( بخش امکانات جانبی).

5.این آخر سالیه یک اتفاق جالبی من تحت الفضایل وبلاگ برامون رخ داده زنده بودیم سال بعد  می نویسیم در رابطش.سال خوبی داشته باشین.

[ سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com