جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

16 آذر...

ما را چه شده است؟ چشم به کجا دوخته ایم؟ در پی کدام ارزش میدویم؟ به کدام کاغذ پاره ای دل خوش کرده ایم؟ که حاضریم چشم بر همه چیز ببندیم، کجایند آن دانشجویانی که به کوچکترین حوادث رخدادی کشور عکس العمل نشان میدادند؟ کجایند آن دانشجویانی که خود در پی خبر و سازماندهی دانشگاه به عنوان مقری برای گسترش ارزش ها بودند؟ حقیقتا از چه می ترسیم؟(در ترسمان که شک نیست، امیدوارم ترسمان واهی نباشد) .

و اما امروز در میان دانشجویانی به سر می بریم که حتی از خبر هم بیزارند(جمع نمیبندم ولی اکثریتی که به چشم می آیند به این وصف حالند) که حتی حاضر نیستن لحظه ای به درستی و غلطی امور بیندیشند، دانشجویانی که نه در پی دانش اند و نه در پی آگاهی(آگاهی فقط درس که نیست؟ هست؟ هرچند در همانش هم بی خاصیت هستیم!!)... در پی چه هستیم؟ گذران روزگار؟ ما متاسفانه در دانشگاههایمان بیشتر سیبزمینی پرورش میدهیم تا صاحب نظر آینده(البته این نظر من علما میتونن نظر دیگه ای داشته باشن)

مدت زیادی نیست قدم در این قدمگاه آرمانی گذاشته ام ولی درک کرده ام همه به دنبال یک نوع آرامش موقتی هستند... اصلا به درک که فلان اتفاق افتاد، دانشجو باید واحد هاش رو پاس کنه، مادرم گفته سرت تو کار خودت باشه کاری به کار این مملکت نداشته باش، گور بابای سیاست، ارزش و... چهار سال هستیم بعد هم میریم، به ما چه؟!!

البته راست هم می گویند چه انتظار ها داریم ما، در این مملکت که داعیه ی اسلام را یدک می کشد همچو مردمانش که فقط اسم اسلام را آن هم برای خوشایند فلان و بهمانک به یدک می کشند، کدام مرجع از قشر داشجو به سبک حقیقی حمایت می کند، کدام ساز مان از جنبش های احتمالی حمایت می کند نه صرفا به عنوان دانشجو به عنوان قشری که حق بیان ایده دارد... ما جز نفی چیزی نمی بینیم! مشتی آدم هایی که می ترسند! از صدای مخالف احتمالی هم حتی می ترسند... اگر دارد اشتباه می کند این جوجه دانشجو بلند بگو کجای کارش غلط است استدلال بیاور، مزن بر سر نا توان مشت ،به خودت هم شک کن، حتما گوشه چشمی به خودت هم داری، نه؟!!! فقط بروز نمی دهی، هان؟ البته می دانیم این هم مصلحت است!!...

فقط مراقب باشیم مصلحت هایمان را به پای مصلحت هایمان نسوزانیم ( به عنوان یک دانشجوی خرده پا عرض کردم وگر نه ما را چه به این اراجیف گویی ها)

بدانید درد امروز دانشجو صرفا غذا و خوابگاه نیست، بدانید درد دانشجو فقط خرج تحصیل نیست ولی آنقدر درد های اولیه به او فشار می آورد که جایی برای درد های بزرگتر نمی گذارد، پس میزند، می گوید بی خیال، اصلا به من چه؟!!

دوستان من بیایید اینقدر راحت از کنار همه چیز رد نشویم! انقدر بی تفاوت نباشیم، اگر امروز حرکتی می کنیم برای بهبود فردای خودمان است و آیندگانمان، چه طور می توانیم بی تفاوتی هایمان را برای فرزندانمان توجیه کنیم؟...

هرچند حرف قشنگ است و راحت تا عمل راه بسیار است.

پاورقی:

1.تبریک عرض می کنم روز دانشجو رو به هم قطار های خودم، هرچند هنوز خیلی مونده تا نام دانشجو رو روی ما بگذارند البته دانشجو به معنای تام کلام.

2.از آزادی بیان هم می خواستم بگم که نگفتم ولی یه سوال واقعا آزادی بیان هست؟! اگر معتقدی هست استدلال بیاورُُ(نه آزادی بیان در حد کوچه و خیابان ها، وبلاگ ها یا 4 تا روزنامه که پشتشون به فلانک و فلانک گرم هست ها...)

3.نظری، پیشنهادی، تبریکی چیزی داری اینجا تیریبون آزاد بفرما.

*بعضی از دوستان گفتن این آزادی که میگی یعنی چی؟ خوردنیه؟ پوشیدنیه؟ چیه؟

بعضی ها هم گفتن امثال نگارنده بهتر درسشون رو بخونن پس فردا نشن لیسانس بی سواد عوض این که بشن بارکش نشن بار روی مملکت، خب ایشون هم درست می فرمایند.

بعضی ها هم گفتن افراط نکنید که بهتون گیر ندن.البته خب ایشون هم درست عرض میکنن.

می خوام آزادی رو از ظن خودم(البته در ادامه مطلب) براتون تعریف کنم، دوست داشتی شما هم تعریف کن. آزادی یعنی چی؟+ بیان جواب به دوستان...

 

 


صرفا وقتی میگم آزادی بیان منظورم این:

وقتی کسی در هر سطح و مقامی (اینجا بیشتر منظورم دانشجو است) قصد بیان مطلبی رو از دیدگاه خودش رو داره فارق از درست و غلط بودن مطلب، فارق از تخصص داشتن یا نداشتن ناطق، بتونه و اجازه داشته باشه حرفش رو بزن بدون احساس فشار یا استرس از جانب بالا دستی یا با نفوذان یا هر چی که شما اسمش رو بذاری...

اگه حقیقتا ریگی به کفش نباشد با دلیل حرفهای مخالفان رد میشود و با کمی باز بینی حرف پیشنهاد دهندگان در جای خودش استفاده...

و به نظر من این دانشجویان نیستن که افراط و تفریط میکنند این مسئولان هستن که دست از افراط و تفریط در مصلحت یا بهتر منفعت طلبی بر نمیدارند!!

و این که درس خواندن تنها یک بعد وجود آدمی را میگیرد که مسلما مهم ترین بعد ولی دانشجویی که نسبت به وقایع اطراف بی تفاوت نمیدونم میشه بهش دانشجو گفت البته اگه صرفا منظور جوینده علم در رشته مورد تحصیل در دانشگاه باشه که بله میشه گفت...!

[ شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com