جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد
وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب. 
قالب وبلاگ

برای عوضیت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

امکانات وب

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
دوستان جیـــغ و داد

شیطان بزرگ کیست؟

آیا همان ابلیس است که من تو در دینمان شناختیم؟

آیا شیطان بزرگ همان لیبلیست که ما با اجازه ی خودمان به ملت ها و دولت ها می چسبانیم؟

آیا ضد ارزش های ما شیطان هستند؟

آیا ضد ارزش های حقوق بشری شیطان خطاب می شوند؟

آیا جنگ افروزان و تروریستهای این کره ی خاکی شیطان تلقی می شوند؟

یا بعضی ها که از منافع بعضی دیگر عدول می کنند؟

اینها را پرسیدم که کمی به این مفهوم بیندیشیم، مفهومی که سالها برایمان تکرار می کنند که برایمان درونی شود، هر سال سنبل های این شیطان بزرگ را برایمان آتش میزنند(حرفم درستی و غلطی این کار ها نیست) حتی گاهی دوستان گرگ صفت این شیطان بزرگ را هم در کنارش آتش میزنند، زیر پا له می کنند، که من و تو یاد بگیریم...

و امروز من یاد گرفته ام، شما هم یاد گرفته اید یا در حین یادگیری هستید، اگر تیریبون خبری ای جلوام با ایستد ساعتها می توانم از این شیطان بزرگ برایشان بگویم در روز 22 بهمن، روز آزادی اسرا ووو... هر مناسبتی که در  ذهن شما می آید.

تناقض در افکار  و باورداشتها چیز بدیست، آدم را تکه پاره می کند، گاهی گیج می کند، گاهی نگران...

با این مفاهیم درونی شده چیزهایی را می شونیم و می خوانیم که افکار متناقض را برایمان دامن میزند، حس می کنیم با ما بازی شده است، به شعورمان توهین شده است، دولتی را با تمام سیاست های درست و غلطش نفی می کنیم، نظامش را سازمانش را زیر سوال می بریم  و حتی خوش فکری های امنیتیشان را هم به سخره می گیریم( ارسال مشخصات مجرمین در حال فرار از جانب پلیس واشنگتن از طریق MMS به موبایل شهروندان جهت کمک به پلیس) بعد میاییم می گوییم ببینید اینها همان هایی هستند که ادعای امنیت دارن و هِر هِر بهشان می خندیم!!! بَعد در بُعد آموزش تنها مثال های سازمانهای نمونه، سیستم های نمونه، کارایی عالی، حتی آموزش و پرورش مثال زدنی، از این قسم دولت های نفی شدنی است.

برایم غیر قابل تفهیم است دولتی را نفی کنم ولی ملتش را خیر، دولتی که از ملتش مشروعیت می گیرد!!!

برایم دشوار است از دولتی بیزار باشم و در عین حال تحسین گر کارایی سیستم و سیاست های اجرایی اداری اش!!!

اگر بر این امر اذعان داشته باشید که سیاست یک نظام در تک تک سلولهای جامعه اش پدیدار است، پس چه طور ما همچنان در راس به به و چه چه کنانشان(هرچند زیر پوستی و اصلا هم بروی مبارکمان نمی آوریم ولی خدای نکرده گوش دراز که نیستیم! هستیم؟ که نفهمیم، به کوچه ی علی چپ میزنیم برای رهایی از وجدان درد) از یک سو و اه اه کنانشان از سوی دیگریم؟!!

این تناقض توجیه دارد؟

نگویید محتوای سیاست هایشان در نظر نیست که کارآمدی سیستم هایشان در نظر است، که من می گویم هر دو از هم متاثر اند...

پرورش این افکار متناقض حاصلی جز گیجی و منگی جوانان امروز را ندارد، مواضعی که کاملا مشخص نیستند و به نظر می رسد تازگی ها در آن شک هم می کینم...

پاورقی:

1.توجیه شما حداقل برای قانع کردن خودتون چیه؟

2.روزنامه را که گران کردید! هفته نامه ها را هم که توقیف کردید(توقیف هفته نامه ی شهروند امروز) به قول دوستم تو نحسی یعنی اینجانب نگارنده، دست روی هر چی میذاری یا گرون میشه یا توقیف!!! شایدم راست میگه...

3.در این سرمای پاییز انگار مغز ما هم منجمد شده وایا به حال زمستانمان...

[ جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره یک خرده پا

اینجانب دانشجویی هستم خرده پا در این مملکت گنده پا خودم را نمک پرورده ی این سرزمین میدانم بنابراین سعی می کنم نمک بخورم و نمکدون نشکنم البته میدانید که هر چی زیادی شور شود به تلخی میزند پس به آقایون و خانوما سفارش می کنیم زیاد به خورد این جوانان نمک ندهند... نوشتن جز لاینفک زندگی ماست پس می نویسیم شاید کسی پیدا شود که بخواند. تماس با من : yekkhordepa@yahoo.com jeaghodad@gmail.com