|
جيـــــــــــــــــــــــــــــــــغ و داد وبلاگی انتقادی،سیاسی،اجتماعی،فردی همراه با افاضات نا بخردانه و گاهی بخردانه ی اینجانب.
| ||
|
شنیدی این روزها هی گویند زن و زن این جنس مونث گشته ورد زبان انقدر خفن چپ و راست بالا و پایین حتی گوگل این کانال و اون کانال ، من و تو و شما و غِیٌرٌ این همه داد و فریاد می کنند این همه یاد از خانم ها می کنند دائم گویند روز زن، روز تشکر از زن است دائم گویند روز زن ، روز مادر آن فرشته ی اعظم است این همه تقدیر و تشکر ، این همه کادوهای پیش کشی گاه گاه نقد و گاهی هم نسیه به فردا و سر برج می کنند صحبت از خانه نشینی و همسر داری و فضیلت می کنند بعد دائم پشت تی وی تقدیر از فعالیت اجتماعی زن می کنند راستی بعد این موج همه چه بد فراموش می کنند از فردا همه گلایه از نقش زن می کنند آب کو؟ آبگوشت کو؟ چایی تازه دم ، آن پیرهن و جوراب کو؟ از فردا تا سال دگر همه طلبکاری آن همه تقدیر و تشکرهای آبکی را می کنند! پاورقی: 1. نرنجانیم کادو پیش کش! 2. تا زمانی که مقامی درک نشود تقدیر ها از آن هم آبکی است باور کنید! [ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٧ ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
تبریک روز معلم از طرف یک دانش آموز کم توان ذهنی(علی تهرانی) به معلمش علی 15 سال دارد ، کم توان ذهنی ، خودش را که ندیدم وصفش را از معلمش شنیدن و البته عکسش را که با ذوق خاصی معلم از او گرفته بود را دیدم. پسری با قیافه ای معمولی ، معلمش می گفت اوایل کار هیچ چیز بلد نبود حتی نوشتن ساده را! چندین سال در دبستان عادی تحصیل می کرده و معلمان برای دل خوشی اش نمره های قبولی به او می داده اند ! خیانت بزرگتر از این می شود؟! زمانی می اندیشیدم یعنی این طور به صورت علمی به ما یاد داده اند و به نظر می رسید روال آموزش و پرورش هم همین باشد که قبل از ورود به مدرسه غربالگری صورت گیرد ، دانش آموزان عادی و مشکل دار تفکیک می شوند ! آموزش های مخصوص خود را می بینند ! کمک های لازم خود را میگیرند حتی اگر قرار باشد در مدارس عادی درس بخوانند آن همه نه معلولین ذهنی بلکه معلولین جسمی و حرکتی امکانات خاص برایشان فراهم می شود... چه خیانتی بزرگ تر از این که این کودک را چندین سال در این مضیغه قرار داده اند! عده ای این چنین بی مسئولیت و کسی مثل این معلم دل سوز که به صورت خصوصی به این فرزند سرزمین من درس می دهد. معلمش می گفت انسان که از سنگ سخت تر نیست استمرار در تلاش و آموزش حتما نتیجه می دهد... جالب بود ایشون دیپلم انسانی بودن ، یعنی تحصیلات خاصی نداشتن. پاورقی: 1. این روزها حیران تر از همیشه هستم... 2. همیشه آن طور که فکر می کنی پیش نمی رود ! در نقطه امید ناگاه سقوطی در کمین است. 3. اندکی مسئولیت پذیری همیشه ریشه ی تمام مشکلات است... 4.اوایل کرگدن نامه هایش را که می خواندم در اصل نمی دانستم جناب کرگدن کیست !
[ پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٢ ق.ظ ] [ یک خرده پا ]
پرسید شغلت؟ گفتم فعلا بیکارم ، کارم قلم زدن در محیط مجازی است و گفتن و دیدن از آن چیز هایی که دیده ام یا ذهنم را درگیر کرده اند. گفت شغل مباحیست در این اوضاع از بیکاری مطلق که بهتر است... نفـــــــــــــــــر بعد... همین طور که داشت سرم سوت می کشید از نفر بعد گفتن این آقا از خواب پریدم! تو خواب هم رد میشم از گزینه های اشتغال! انصاف خدایی؟! فکر کنم باید کم کم اسمم رو هم تغییر بدهم به یک لنگه کفش کهنه پرانتز باز فارغ التحصیل بیکار پرانتز بسته! این چند وقت انقدر در انتظار بودم که فکر کنم علف که چه عرض کنم همه نوع گل و گیاهی قابلیت پرورش زیر پایم را پیدا کرده اند! انتظار : جواب کنکور تلفن قبولی یک همکاری کوچک تلفن برای تعیین زمان آزمون استخدامی و انواع تلفن ها ی دیگر که در همین حال و هوا هست... بلا تکلیفی بدترین حالتی هست که انسان می تواند در زندگیش داشته باشد الان من در همین نقطه بلا تکلیفی قرار دارم ! الآن دوست دارم سه ماه بعد بود ! احتمالا سه ماه بعد دوست دارم الآن می بود! پاورقی: 1. یک حال نوشت معمولی بود که اعلام موجودیت کنم. 2. گاهی حتی انرژی فکر کردن هم ندارم! 3. این روزهای دوستهای قدیمی هم دیگه سری به ما نمیزنن انقدر تکراری شده اینجا؟! 4. " اضطراب " کوته کلامم [ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٤ ب.ظ ] [ یک خرده پا ]
چند وقت پیش خبری از کشور چین را میخواندم ، این خبر نقل می کرد که کشور چین در محل های مختلف کشورش در حال ساخت خیابان ها و ساختمان ها و سازه های معروف جهان است که مردمانشان ارز زبان بسته را نریزند در جیب کشور های خارجی ، کپی اش را که این بار برابر اصل است داخل کشور نظاره گر باشند! آن زمان ها فکر می کردم فقط کشوری مانند چین آنقدر توانمند در کپی برداری و آن هم برابر اصلش است ، امروز متوجه شدم چه خطایی را مرتکب شدم و من نیز دوچار کشور کوچک بینی و از خود بیگانگی گشته ام! کپی برابر اصل است ، آن هم اورجینال ساخت ایران ملاحظه کنید:
ونیز _ ایتالیا
تهران _ ایران (بهار 1391) راست می گویند که ما خودمان را باور نداریم ، همیشه خودمان را کم دیده ایم ، کوچک ! نا توان! امروز که خبرگزاری ها را زیر و رو کردم فهمیدم ما نیز می توانیم! فقط چند توصیه برای شهر داری: 1. چند دستگاه قایق موتوری اگر پارویی هم باشد که چه بهتر ورزشی هم است برای خودش برای روزهای بهاری دم دست آماده نگاه دارد. 2. سازمان مدریت بحران را به سازمان جذب توریسم تغییر کاربری دهد. 3. خودش را باور کند مخصوصا سیستم مدریت شهری اش را. 4. از اوایل بهار میان مردم جلیقه های نجات توزیع نماید. 5. از فرصت استفاده نماید و در میان خیل عظیم برنامه های فرهنگی و ورزشی خود در این روزها به آموزش رایگان شنا به شهروندان بپردازد. پاورقی: 1. عکسهای دیگر را در ادامه مطلب ببینید. 2. به مدریت بحران ایران چه نمره ای میشه داد؟! 3. رحمت خدا با این مدیریت تبدیل می شود به عذاب برای شهروندان کشورمان متاسفانه.
ادامه مطلب [ دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٩ ق.ظ ] [ یک خرده پا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||
